« سه شنبه سرنوشت ساز | اول دفتر | عدالت اقتصادی در جامعه پزشکی »

مثل اینکه مرغ یه پا داره! *

گفت: بالاخره آ قای خاتمی می آد یا نه؟
گفتم: ایشون که هنوز تصمیمی نگرفته ولی من فکر میکنم حتماً می آد.
گفت: یعنی چی؟ شما چیزی ازش شنیده یی که این قدر مطمئن حرف می زنی.
گفتم: نه. همین ها که در روزنامه ها و سایت ها ازقول ایشان نوشته شده.
گفت: از اینها که چیزی معلوم نمی شه. اتفاقاً خیلی ها برداشت شون برعکسه.
گفتم: آره می دونم. منم از رو این حرفا نظر نمی دم. من فکر می کنم خاتمی نمی تونه نیاد.
توجه نکرد چی می گم، گفت: فکر می کنی بیاد رای می آره؟
گفتم: اون که قطعیه؟
گفت: از کجا با این اطمینان پیش بینی می کنی. می گن با این سفرهای استانی احمدی نژاد و بذل وبخشش هایی که کرده، تو شهرستانها و دهات بهش رأی می دن. فقط تهرانو نگاه نکن.
گفتم: آره بی تآثیر نبوده ولی مردم با این کمک های مستقیم زندگی شون بهتر نشده. بالاخره تورم و گرانی رو همه با گوشت و پوست شون لمس می کنن. الآن دیگه تو هر خونه ای دانشجو و تحصیل کرده هست. مسائل رو عمیق تر و دراز مدت تر می بینن. کمک ها رو می گیرن ولی معلوم نیست رأی بدن. بالاخره حالا رو مقایسه می کنن با زمان آقای خاتمی. بخصوص این که روز به روز وضع بدتر هم می شه، با این کاهش قیمت نفت و حذف یارانه ها!
گفت: نشستین تو تهران دارید شهرستانها و روستاها رو تحلیل می کنید.
گفتم: نه. بی خبر نیستیم. اینها رو از قول اونایی که اونجا زندگی می کنن می گیم. نظر سنجی هم شده نه این که ما کردیم. نظرسنجی صدا و سیما و ایسپا و... .تو کل کشور و اونایی که گفتن تو انتخابات شرکت می کنن رأی خاتمی دو برابر احمدی نژاده. یعنی اگر خاتمی بیاد با اختلاف زیاد رأی می آره.
گفت: آقای کروبی هم که اعلام کرده کاندیدا می شه. اصلاح طلب ها اگر با چند کاندیدا بیان که می شه همون آش و همون کاسۀ دفعۀ قبل.
گفتم: کسی که بتونه رأی آقای خاتمی رو بشکونه وجود نداره. آقای کروبی هم اگر اومدن ِآقای خاتمی قطعی بشه می ره کنار.
گفت: ولی گفته بود اگر بیام، دیگه به نفع کسی کنار نمی رم

گفتم: خیلی چیزا گفته شده. آقای کروبی رو من می شناسم. هیچ وقت جلوی آقای خاتمی که رأی آوردنش قطعیه وا نمی ایسته.
گفت: نمی دونم والّا. اینارو شما بهتر می دونین. باهاش کار کردین. شاید درست می گین. حالا اگه قبول کنیم خاتمی اگه بیاد رأی می آره، از کجا مطمئنید که رأی شو می خونن. وزارت کشور و شورای نگهبان که دستشون تو دست همه. مگه با اون تجربه قبل میذارن یه اصلاح طلب دوباره رئیس جمهور بشه؟
گفتم: راست میگی. ولی اگه اختلاف آراء زیاد باشه و جوری باشه که قبل از انتخابات معلوم باشه که کی رأی میاره، دیگه معلوم نیست بتونن هر کاری می خوان بکنن. اگه هم بخوان این کارو بکنن دلیل نمی شه که ما از اول بکشیم کنار تا کار اونا راحت بشه. ولی من فکر می کنم اگه خاتمی بیاد هیچ مانعی نمی تونه راهش رو سد کنه.
گفت: رد صلاحیت رو چی می گی. شورای نگهبان که از چیزی پروا نداره. بخصوص که حالا بهانه دست دادن رو هم دارن.
گفتم: اون که اصلاً. اندازه شورای نگهبان اون قدر نیست که بخواد سر خود این کارو بکنه. تو دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی می خواستن این کارو بکنن. رأی هم گرفتن ولی جرأت نکردن اعلام کنن. وقتی دور قبل رهبری دخالت کردن و جلوی رد صلاحیت دکترمعین و مهرعلیزاده رو گرفتن یعنی حالا شورای نگهبان به خودش اجازه بده آقای خاتمی رو رد صلاحیت کنه. شورای نگهبان در حد و اندازه این کار نیست. رد صلاحیت کسی مثل خاتمی به این سادگی ها نیست. خاتمی آدم ناشناخته ای نیست که 12 نفر عضو شورای نگهبان که اکثراً ناشناختۀ هستن بتونن بشینن دور هم و صلاحیتش رو رد کنن بعد بیان به مردم اعلام کنن بگن ما قانون رو اجرا کردیم. کی از اونا می پذیره. حتی موافقای شورای نگهبان هم از اونا نخواهند پذیرفت. نه در داخل، نه در خارج کسی از اونا نخواهد پذیرفت. کسی هم خارج از شورای نگهبان اونا رو تایید نخواهد کرد. انتخابات می ره هوا. اصلاً امکان نداره.
گفت: شما خیلی خوش خیالید. انگار همه چیز جوره که آقای خاتمی بیاد و دوباره بشه رئیس جمهور.
گفتم: نه خوش خیال نیستیم ولی دست قدرت خدا و مردم رو می بینیم. اگر تحلیل من ایراد داره اونو بگو. همین طور هی بگی: نمیشه و نمی ذارن، که از توش چیزی در نمیاد. بشینیم ببینیم دیگران چه جوری تقدیرمون رو رقم می زنن که نشد کار.
دید جوابی نداره موضوع رو عوض کرد گفت: خب فرض کن خاتمی بیاد.صلاحیتش رو هم تأیید کنن.آقای کروبی هم بره کنار. ایشون هم رأی بیاره. رأیش رو هم بخونن. اعلان هم بکنن. تنفیذ هم بشه. ایشون بشه رئیس جمهور. خب حالا می خواد چکار کنه؟ مگه گذاشتن دفعه قبل کاری بکنه. دور قبل هم آقای خاتمی خیلی حرفای قشنگ زد. خیلی وعده های خوب داد.کدومش رو عمل کرد یا گذاشتن عمل کنه که حالا بخواد بکنه؟
گفتم: نکرد؟ پس اینهمه محبوبیت فعلی آقای خاتمی تو مردم برای چیه؟ آقای خاتمی تو همۀ زمینه ها موفق عمل کرد ولی تا اونجا که تونستن جلوش واستادن و براش مشکل درست کردن. خود زنی بعضی از اصلاح طلب ها هم مزید بر علت شد تا بعضی ها هم این جوری که شما می گی فکر بکنن. بی انصافی هم واقعاً حدّی داره. با این حال اصلاً فرض کنیم همۀ اینا که گفتی درست. فقط اگه جلوی این خرابکاری ها که الآن داره می شه هم گرفته بشه خودش خیلی کاره. مملکت داره داغون می شه. اگه احمدی نژاد بخواد یه دوره دیگه هم رئیس جمهور باشه مردم از بدبختی باید برن به افغانستان پناهنده بشن. جلوی این وضعو گرفتن، خودش مگه کم کاریه؟ با این حال، شما اونطور که خودت داری می گی ظاهراً حرفا و وعده ها یا بهتر بگیم برنامه های آقای خاتمی رو قبول داری. می گی اونا قشنگ و خوب بودن ولی عملی نشدن. می شه لطف کنی بگی اونا چی بودن؟
گفت: همین حاکمیت قانون، مردمسالاری ، جامعه مدنی، پاسخ گو کردن قدرت ، شعار "آزادی در اندیشه، منطق در گفتگو، قانون درعرصۀ عمل" و حفظ کرامت شهروندان و....
گفتم: اقتصادی چی؟ شعار اقتصادی نداشت؟
گفت: اتفاقاً شعار اقتصادی کم داد ولی از نظر اقتصادی خیلی خوب عمل کرد.
گفتم: الحمدلله این رو خودت می گی. خب اگر خاتمی شعار اقتصادی نداده ولی از نظر اقتصادی مملکت رو خوب اداره کرده و پیشرفت خوبی داشته نباید اینو تو کارنامش منظور کنیم؟ این کم چیزیه؟
گفت: نه اینجارو حرفی ندارم. اتفاقاً به نظر من کارهای اقتصادی دولت خاتمی نقطه قوتش بوده ولی خیلی گفته نشده و روش تبلیغ نشده.
گفتم: خودی ها که مثل شما چند تا ناکامی سیاسی رو هی گنده کردن. مخالفان هم از اون بهره بردن و مشکلات معیشتی مردم رو عمده کردن. شد یک اجماع مرکب علیه دولت خاتمی. صداو سیما هم که هی از دولت بودجه گرفت و علیه اون کار و تبلیغ کرد. واقعاً همه از نجابت خاتمی سوء استفاده کردن و به اون جفا کردن.
گفت: نجابت نبود، ضعف بود. هی، هرجا کوتاه اومد.
گفتم: این ضعف خاتمیه که توی ِ اصلاح طلب که الآن داری می گی خاتمی تو اقتصاد موفق بوده، اونو نادیده می گیری و فرعی حساب می کنی بعد یه چیزایی رو که اصلاً تو برنامه خاتمی نبوده به حساب ضعف خاتمی می ذاری.
گفت: کدوم رو؟
گفتم: همین که خاتمی دعوا راه ننداخت و قهر نکرد وحرمت ها رو حفظ کرد، می ذاری به حساب ضعف. خاتمی از اول اومد گفت من برای حفظ و تقویت نظام جمهوری اسلامی اومده ام و صد بار وفاداری شو به قانون اساسی اعلام کرد. هی گفت من از همین ظرفیت قانون اساسی برای تقویت مردمسالاری و آزادی می خوام استفاده کنم. شما برید اصول دوازده گانه خاتمی رو که سال 76 اعلام کرد ببینید. حرفاش رو هم بخونید. ببینید به اونا وفادار بوده یا نه؟ ملاک سنجش موفقیت های هر کس برنامه های خودشه نه حرفایی که این و اون از ظن خودشون زدن.
گفت: اینایی که من گفتم مگه حرفا و برنامه های خاتمی نبود؟
گفتم: اونایی که اول گفتی چرا. برای اونا تلاششو کرد. خیلی کارا کرد. خیلی هم پیش رفت. تا اونجا که در اختیارش بود اونهارو عملی کرد. اما جایی که بعد از اون دیگه یا باید دعوا می کرد یا استعفا می داد. آره اونجا متوقف شد.
گفت: خب ما هم به همین انتقاد داشتیم. الآن هم می گیم دوباره خاتمی می ره می رسه به همون نقطه و همون جا. حالا می خواد چی کار کنه؟ می خواد دوبار کوتاه بیاد و خون به دل مردم بکنه. اگر اون حمایت 22 ملیونی مردم رو هر کس دیگه ای داشت به این راحتی جلوی شورای نگهبان و دستگاه قضایی و اون دادستان ... که هر روز یه روزنامه رو تعطیل می کرد و صدا و سیما و روزنامه کیهان که هر روز یه بامبول در می آوردن و... سپر نمی نداخت و این قدر عاجز نمی شد. نمی اومد وایسته فقط حرف بزنه و گله کنه که هر نه روز برام یک بحران درست کردن. یه کاری می کرد یه تکونی می خورد.
گفتم: مثلاً چکار می کرد؟
گفت: تهدید می کرد. استعفا می داد. مردم رو می کشید تو خیابون.
گفتم: بعد چی می شد؟
گفت: اونا می نشستن سر جاشون.
گفتم: به همین سادگی! بعد از ماجرای کوی دانشگاه مگه عده ای نریختند توی خیابون و شعارهای تند دادن. جمعیت شون هم کم نبود. حرف کسی رو هم گوش نمی کردن. چی شد یکهو تموم شد. این یه توهّمه که با فشار مردم توی خیابونا می شد کاری کرد. کاری نداشت، دعوا می شد. می ریختن و کارو یکسره می کردن. آقای خاتمی از اول هم گفته بود برای دعوا نیومده. مشی دعوا نداشت. اونایی که برای دعوا و انقلاب و تغییر نظام دنبال آقای خاتمی اومده بودن اشتباه می کردن، نه خاتمی که داشت راه خودش رو می رفت و برنامۀ خودشو دنبال می کرد.
گفت: نه ما هم دنبال انقلاب نبودیم ولی معنای اصلاحات هم این نیست که هی کوتاه بیایی.
گفتم: ولی معنای اصلاحات این هست که کار رو به بن بست نکشونیم. ببین اصلاً تو روش اصلاحات نباید کسی بازنده بشه. باید همه برنده باشن. یعنی باید به طرف مقابل بفهمونی که اونچه تو می گی به نفع اون هم هست. اگه فهمید که مشکل حلّه. با کمک هم اوضاع رو اصلاح می کنید اگه هم متوجه نشد شما نباید از روش اصلاحی خودت خسته بشی. باید کار خودت رو درست و اصولی پیگیری کنی تا به نتیجه برسی.
به طعنه گفت: شاید هم نرسی تا بیفتی و بمیری.
گفتم: شاید، ولی حالا که این طور نشده. ما زنده ایم و پیگیر.
دوباره با کنایه گفت: نتیجه پایداری خاتمی بر روش اصلاحی خودش، شد روی کار اومدن دولت احمدی نژاد. خیلی بهره بردیم از این روش!!! احسنت!
گفتم: ممکنه بفرمایید اگر از روش پیشنهادی شما بهره می بردیم نتیجۀ اون چی بود؟ به نظر من اگر خاتمی با قهر و استعفا کنار می رفت اولاً دولتی که در اون شرایط بر سرکار می اومد و سیاستهایی که بکار می گرفت، اگر بدتر از دولت کنونی نبود بهتر هم نبود و در ثانی نه خاتمی و نه اصلاح طلبان دیگه نمی تونستن با این قدرت و اعتبار در انتخابات حاضر بشن و حضور خودشون رو به مخالفان تحمیل کنن. پتانسیل موجودِ امروز حاصل ذخیره سازی های خاتمیه. به جرأت میتونم بگم شرایط امروز محصول هنر سیاست ورزی و مدارای خاتمیه. اونهایی که می خواستن قهرمان باشن یا در زمانی چهره قهرمان پیدا کردن حالا در حاشیه و کم اثر هستن و خاتمی که نمی خواست قهرمان باشه حالا در شرایطی هست که می تونه منجی کشور از حال و روز وانفسای حالا باشه.
گفت: با این حرفا معلوم میشه این دفعه هم اگه خاتمی رئیس جمهور بشه اتفاق خاصی نمیفته. باز هم امیدهای فراوان و بعدش هم یأس و سرخوردگی! بدبخت مردم.
گفتم: نخیر! مثل اینکه مرغ یه پا داره. حالا منظور شما چیه؟ می گی خاتمی نیاد؟
گفت: نه نمی گم. صلاح مملکت خویش خسروان دانند. ولی خب حالا چرا این قدر ناز می کنه. کسی رو که این قدر نازشو بکشن تا بیاد. فردا دیگه پاسخگو نیست. می گه من که نمی خواستم بیام بزور وادارم کردید.
گفتم: منم نمی دونم. به نظر من تا یه زمانی خاتمی فکر می کرد چرا بیاد. بیاد که چکار کنه. گاهی شرط و شروط مطرح می کرد. اما حالا فکر می کنه اگه نیاد چه جوابی می تونه به مردم ویا تاریخ بده . توی این وضعیت که این همه آدم صاحب نظر و دلسوز و این همه مردم مستأصل چشم به اون دوختن که بیاد و کشور رو نجات بده و آلترناتیو مطمئن دیگه ای هم وجود نداره آیا می تونه خودشو کنار بکشه. به همین دلیله که می گم حتماً می آد. خاتمی به مردم و به کشور فکر می کنه نه به خودش و نه به موانع پیش رو. حقیقتش اینه که منفعت شخصی خاتمی در این نیست که بیاد. بیاد بیچارش می کنن. بعدشم بیاد، با این همه انتظارایی که شماها مطرح می کنین چکار کنه. پدرشو بعضی شماها در می آرین. طرف مقابل پیش کش!
گفت: بهش بگید اولاً بیا، ثانیاً محکم وایستا. ما هم محکم پات وا می ستیم.
گفتم: ببین! خاتمی خاتمیه. 8سال رئیس جمهور بوده، خوب و بدش رو می شناسین. یا پاش وامی ستین یا وای نمی ستین. بذارید خودش باشه. مطمئن باشید به مردم و مملکت خیانت نمی کنه. پای برنامه ای که خودش اعلام بکنه هم هست ولی همۀ برنامه ها و شعاراش، نه بعضیاش و با همون روش اصلاحی. یعنی ما فقط همین رو ازش می خوایم.
گفت: یعنی چک سفید امضا می دید دستش.
گفتم: به خاتمی که سی ساله می شناسیم و 8 سال رئیس جمهور بوده وبا مشی و مرامش آشنا هستیم، مردم داری و توجهش به مشکلات مردم وبرنامه هاش برای آبادانی و پیشرفت کشور، و رفاه مردم رو می دونیم، آره. بهش این اندازه اعتماد داریم. ولی معناش این نیست که بعدش می ریم کنار. ما حزب داریم و کار احزاب هم نظارت مستمر بر حاکما و نهادهای حکومتیه. نظارت حزبی مون رو ادامه می دیم و هر جا هم بتونیم کمک می کنیم. البته خود نظارت و نقد رو هم کمک می دونیم.
گفت: یعنی هیچ انتقادی به اون ندارین و هیچ چیزی ازش نمی خواین؟
گفتم: انتقادامون رو به موقع بهش گفتیم و می گیم. خواسته هامون رو هم می دونه. همون چیزاییه که تو بیانیه هامون هست. فقط اگر از من بپرسی دوتا حرف خودم دارم. یکی رهبری اصلاحات رو خودش بر عهده بگیره و دومیش هم اینه که به تقویت نقش احزاب بیشتر توجه کنه. خودشم یا حزب درست کنه یا رهبری یکی از احزاب رو به عهده بگیره. اگه نظام حزبی تو کشور جا بیفته خیلی از مسائل حل می شه.
گفت: اگه نکرد؟
گفتم: بازم مخلصش ام. باهاش قهر نمی کنم و چپ نمی افتم.
گفت: بالاخره فکر می کنی کی اعلام کنه؟
گفتم: چی رو؟
گفت: اومدنش رو.
گفتم: همین که نگفته نمی آد مثل اینه که گفته باشه می آم. برو امیدوار باش!
گفت: خیلی دلم می خواد.


* این نوشته در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده که متن کامل آن با کمی ویراش مجدد، بخصوص در نگارش، در اینجا گذاشته شد.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/97

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007