بايد ماند و ديد
یادم هست در زمان حیات امام همیشه خدا را شکر می کردم که زندگانی مرا در عهدی قرار داد که امام را بشناسم و انقلاب را ببینم . به آن عشق بورزم و برای این بکوشم. یک دلمان رفتن با شهدا بودو نظر بوجه الله و دل دیگرمان ماندن با انقلاب، تا فردای تحقق آرمانهای آن را ببینیم. قسمت ما این بود که بمانیم و ببینیم. اما نه تحقق آن آرمانها را، که روزگار امروزمان را....
سی و یکم شهریور سالروز آغاز جنگ علیه ایران توسط صدام و حزب بعث عراق است. مناسب دانستم متن سخنرانی
پیش از دستور خود را که به این مناسبت و در اولین سال ورودم به ششمین دوره مجلس شورای اسلامی ایراد شده است را دوباره منتشر کنم.هر چند می دانم بخاطر سوء استفاده از ارزشها و نمادها، نگاه غالب جوانهای امروز به آنها مانند من نیست.
اگر چفيه زينت ماست، ما نیز زینت چفیه باشیم
بسم الله الرحمن الرحيم
آغاز سال تحصيلي 80-79 را به همه دانش آموزان و دانشجويان و معلمان و اساتيد دانشگاه¬ها تبريك مي گويم و از خداوند متعال براي اين قشرهاي پويا و فرهيخته، طلب توفيق و بهروزي مي كنم.
هفته اي كه در آن بسر مي بريم يادآور حماسه هشت سال دفاع مقدس ملت بزرگ ايران در برابر دشمني است كه جنگ را بر دو ملت ايران و عراق تحميل كرد، جنگي كه سرمايه هاي دو ملت را در آتش خود سوزاند، اما به يمن صبر و پايداري ملت مومن و فداكار اين مرز و بوم از دل آتش جنگ، ملتي آبديده بيرون آمد كه استوار و سرافراز ايستاده است.
براستي جنگ چه بود و چرا خاطره آن پاس داشته مي شود؟ ياد دارم در تابستان سال 67 وقتي كه اخبار بعد از ظهر راديو اعلام كرد جمهوري اسلامي ايران قطعنامه 598 را پذيرفته است همه ما گريستيم ، اگر چه روزهاي پاياني جنگ تحميلي سخت و دشوار بود و اخبار جبهه ها ناخوشايند، اما گريه ما به خاطر دست برداشتن از غرور انقلابي در جنگ و احساس بسته شدن باب شهادت بود كه عشق به آن فرهنگ رايج جوانان پر شور آن دوره بود.
جنگ دو چهره داشت . يك چهره آن ويراني و تباهي امكانات مادي بسيار و يك چهره آن جلوه هاي عشق و ايثار ، سربلندي و افتخار.
بدون ترديد كساني كه فيض حضور در جبه ها را درك كرده باشند، بخصوص آنان كه داوطلبانه و با آگاهي در اين مسير قدم گذاشتند و عشق به شهادت در راه آرمانهاي بلندي كه امام امت مطرح مي فرمود را حتي لحظه اي در جان خويش يافته باشند، شيرين ترين خاطره هاي زندگاني خود را از آن دوران ذكر مي كنند . همه عشق را مي ستايند اما عشقي كه عاشق تماماً از خود بگذرد وخود را در پيش پاي معشوق فدا كند، چيز ديگري است .
ما نسلي هستيم كه همواره غبطه ياراني را مي خوريم كه از ما سبقت گرفتند و يك شبه ره صد ساله رفتند و ما مانده¬ايم محكوم به دست و پا زدن در دنيايي كه جز خون دل نصيبي براي آرمانخواهان و حق طلبان ندارد . بايد ماند و ديد كه چگونه آرمانهاي بلند شهيدان به مسلخ برده مي شود و افتخارات آن عزيزان مصادره به مطلوب كساني مي شود كه دانسته يا ندانسته به سوداگري ارزشها مشغولند.
دلم مي خواست در اين فضاي غبار آلود، هم خود را بپيرايم و هم غبار مظلوميت از چهره عزيز شهداء بزدايم ، خواستم تا تجديد عهدي با شهيدانمان داشته باشم و بگويم ما همچنان درجستجوي آرمانهاي انقلاب اسلامي و شهداي گرانقدر، مسير دوم خرداد را يافته ايم و با همان عشقي كه انقلاب و جنگ را سپري كرديم مسير اصلاحات را مي پيماييم .
ما درهمان نقطه كه شهدايمان پرواز كردند نمانديم ، با متقضيات زمان و مكان كه امام آموخت به آنها بي اعتناء نباشيم، پيش آمده ايم و امروز نير همان نيت و عزم را براي همان مقصود در برنامه دوم خرداد دنبال مي كنيم .
چفيه ام را سالها بود كه بقچه كفنم كرده بودم و به كناري نهاده بودم ، خواستم بياد دوران جنگ و براي گراميداشت هفته دفاع مقدس آن را به گردنم بياويزم. آن را برداشتم و توفيقي شد تا تجديد عهدي نيز با كفنم داشته باشم ، امروز اين چفيه را به گردنم آويخته ام تا اين يادگار شهيدان و فرهنگ ايثار غريب نماند .
چفيه حق بزرگي بر گردن ما دارد در سرماي زمستان جبهه هاي غرب ، شال گردن و درآفتاب گرم جبهه هاي جنوب سايبان شهيدانمان بوده است. عرق جبين آنها را پاك كرده وآب وضوي آنها را گرفته است. زخم بند مجروحان و اسباب همرنگي رزمندگان بوده است . چفيه براي خود نمايي نبود . چفيه براي ايجاد رعب نبود . چفيه نشان مهرباني بود ، ايثار بود ، از خود گذشتگي و تواضع بود. چفيه را مردم دوست داشتند . اكنون هم دوست دارند . اگر ما مدعيان چفيه را نيالاييم و تحت لواي آن خشونت نورزيم و آن را نشان باند و گروه خود نكنيم و مردم ببينند چفيه به گردنها به قانون احترام مي گذارند، آبروي مردم را پاس مي دارند و حريم انساني و آزادي آنان را نگه مي دارند . اگر چفيه زينت ماست ، ما نيز زينت چفيه اين يادگار شهيدان باشيم. تا چفيه به گردنها ، همچون هميشه پناه مردم و مظلومان باشند و مرضي نظر روح ناظر شهيدان. و السلام عليكم ورحمه الله

نظرات
روزبه :
((چفيه را مردم دوست داشتند . اكنون هم دوست دارند))
یکی از نکاتی که در ادعاهای اکثر سیاستمداران و فعالان از منتسبان به جمهوری اسلامی مثل اعضای دولت و نمایندگان مجلس گرفته تا اصلاح طلبان و مخالفان جمهوری اسلامی و سلطنت طلبان و مجاهدین اشرف و حتی مردم عادی مشاهده میشه اینه که ادعاهای خودشون رو به نام مردم القا میکنند.
علی آقای شکوری راد!
من هم جزو مردم هستم. از نسل انقلاب هم هستم. موافق انقلاب اسلامی سال 57 هم هستم. زمانی چفیه را نماد مردم فلسطین میدانستم و به آن هیچ احساسی نداشتم . زمانی دیگر آن را نماد کسانی میدانستم که میخواهند حضور خود در جبهه های جنگ را به رخ دیگران بکشند. به خدا قسم پدربزرگ و عموی من هم داوطلبانه و تحت پوشش سازمان بسیج به جبهه رفتند ولی خارج از جبهه و جنگ و حتی در عکسهای جبهه آنها را با چفیه ندیدم.
و اما امروز چفیه در نظر من نماد همه کسانیست که با زیر پا گذاشتن تمام حقوق اجتماعی دیگران میخواهند برای بهره برداری از امکانات جامعه از کنکور دانشگاه گرفته تا وام و اشتغال و بیمه و ... از رانت بسیج استفاده کنند.
امروز وقتی کلمه ((چفیه)) را در تیتر شما خواندم ناخودآگاه یاد ((باتوم)) و لباس شخصیهایی افتادم که مردم را در خیابان کتک میزنند.
علی آقا!
لطفا اگر ادعایی دارید آن را بنام خودتان مطرح کنید و از واژه مردم استفاده نکنید. استفاده از واژه مردم برای بیان ادعاهای خود متعلق به فرهنگ سیاسی استبداد طلبان است.
شکوری: متاسفانه الآن حق با شماست. این نطق مربوط به سال 79 است. در آن زمان که تازه رهبری چفیه به گردن انداخته بودند هنوز این مقدار اعتبار آن از دست نرفته بود که الآن رفته و متاسفانه به نماد کسانی تبدیل شده است که حق مردم را از بین برده و به آنها ظلم می کنند ..
روزبه - September 22, 2010 3:44 AM
خواننده :
سلام آقاي شكوري خسته نباشيد
مطلبي كه ميخوام بگم طولانيه اگر صلاح ميدونيد تاييدش كنيد ولي دلم ميخواد جوابم رو در انتهاش بديد
خواننده - September 22, 2010 1:02 PM
خواننده :
دلم نميخواد هميشه گله كنم ميدونم شما و دوستانتون حداقل طي اين يكسال گذشته سختيهاي زيادي كشيديد و به شما سخت ميگذره چون از يكطرف از دولتمردان مورد انتقاد قرار ميگيريد و از طرف ديگه ازافراد عادي مثل من نمي خواستم اين چيزها رو بگم ولي به نكاتي اشاره كرديد كه مدتهاست روي دلم سنگيني ميكنه اين بار ميخوام خيلي طولاني باهاتون حرف ميزنم
نميخوام انقلاب و آرمانهاش رو زير سوال ببرم ولي بعضي جملات روي قلبم سنگيني ميكنه اين نظر من و همسن و سالهاي منه شما توي سالهاي اول انقلاب و اتفاقا زمان جنگ همون طور كه گفتيد خيلي آرماني بوديد و شايد احساس شخصي مثل من وخانواده من كه دورتر از اين شور و هيجان بودند رو ندونيد اينها رو مينويسم چون اميدوارم كه جريان دوباره برگرده و دلم ميخواد كه ان شاا... اگر روزي دوباره به سمتي مثل نمايندگي مجلس رسيديد در نظر داشته باشيد. باز هم ازتون عذر خواهي ميكنم چون شايد لحن كلامم مناسب نباشه و شايد دارم قضاوت ميكنم چون افرادي مثل شما به گردن اين مردم خيلي حق دارن و من منكرش نيستم .
خواننده - September 22, 2010 1:04 PM
خواننده :
براتون از خودم ميگم من متولد سال 1355 هستم يعني 2 سالم بود كه انقلاب شد پدرم يك كارمند ساده بود كه اتفاقا موافق انقلاب بود و از اينكه انقلاب شده بود خيلي خيلي خوشحال بود ،بعد از انقلاب فكر ميكنم سال 1358 بود كه بازنشسته شد ما چهارتا بچه بوديم خواهر بزرگترم تقريبا همسن و سال شماست درست زماني كه بايد وارد دانشگاه ميشد انقلاب فرهنگي شد و 2 سال كنكور عقب افتاد 2 سال جوونهايي مثل خواهر من به خاطر نميدونم چه تسويه حسابي عمرشون به بطالت گذشت بعد از 2 سال دانشگاهها باز شد و كنكور برگزار شد عده خيلي زيادي سواد تحصيلي داشتن ولي به خاطر اينكه مثلا همسايشون طي تحقيقات محلي گفته بود اينها خانوادشون بي حجابن از درس خوندن ميموندن (نمونش دختر عمه خودم) اتفاقا چون خانواده ما يك كمي مذهبي بودن و از همون زمان شاه مادرم چادر سرش ميكرد خواهرم توي دانشگاه قبول شد ولي از ترس اينكه مبادا اتفاقي براش پيش بياد به اجبار چادر سرش كرد اتفاقا دانشگاه تهران و در يكي از رشته هاي پزشكي
خواننده - September 22, 2010 1:07 PM
خواننده :
توي دانشگاه ميگفت جو وحشتناكه هيچ پسري حتي حق سلام كردن به دختري رو نداره بگذاريد يكي از خاطراتش رو بگم ميگفت يك روز دور ميدون ونك با دوستم داشتيم حرف ميزديم كه يكدفعه چندتا كميته اي اومدن گفتن براي چي اينجا وايسادين ؟ بعد از اينكه بهشون اعتراض كرديم ،بهشون گفته بودن برين وگرنه دستگيرتون ميكنيم دارين جوسازي ميكنيد كه اعتراض ميكنيد !!!!!!!!!
هميشه تعريف ميكرد محيط دانشگاه وحشتناكه همه از هم وحشت دارن و فكر ميكنن همه ميخوان همديگر لو بدن بقيه ماجراها هم كه خودتون ميدونيد كه مردم حق نداشتن حتي توي خونه نوار گوش بدن دانشجو ها به قول روال مربوط به امروز به دلايل مسخره ستاره دار ميشدن و مردم بدليل مهموني رفتن يا گوش دادن به يك نوار دستگير ميشدن .
خواننده - September 22, 2010 1:10 PM
خواننده :
ميدونيد دل من از كجا ميسوزه اينكه هنوز به اون باورها اعتقاد داريد چرا نمي خواين بپذيريد كه اتفاقا سرچشمه جريانات اخير از همون سالهاي اول انقلاب بوده مگه غير از اين بود كه همه چي زوري بود شما فكر ميكرديد اگر اون سالهاي اول انقلاب ، مردم براي يك اعتراض ساده مثل عدم پذيرش حجاب بيرون ميومدن و همين تظاهرات سكوت رو ميكردن و بهش ادامه ميدادن چي ميشد ؟ بهتر از رفتارهاي پارسال باهاشون ميشد؟ يا اگر كسي بود كه در واقع رهبري اين انتقاد ها رو بعهده ميگرفت باهاش بهتر از سران فتنه برخورد ميكردن ؟
خواننده - September 22, 2010 1:14 PM
خواننده :
واقعيت اينه كه از همون سالهاي اول انقلاب هر جريان مخالفي خفه شد اتفاقا پدر من مثل الان كه مردم بي بي سي ميبينن هميشه از طريق راديو اخبار بي بي سي رو گوش ميداد و اهل مطالعه بود ، ميگفت انقلاب ما از همون سال دوم توي خط اشتباه و ديكتاتوريه
ببخشيد اينو ميگم شايد شما اون زمان موافق جريان آب حركت ميكرديد و به همين دليل همه چي براتون آرماني و مقدس بود ولي احساس افرادي مثل خانواده ما دقيقا همين احساسي بود كه شما الان داريد خفقان و وحشت
و اما جنگ ، من از زبان پدرم ميگم چيزي جز مصيبت نبود پدرم ميگفت خدا به دادمون برسه اين جوونهاي 13 ساله نه از جنگ چيزي ميدونن نه ميتونن از خودشون دفاع كنن يك دوره كوتاه ميرن آموزش بعدشم به دليل تبليغات گسترده همون جوري كه شما اشاره كرديد فكر ميكنن نظر به وجه الله ميكنن و ميرن شهيد ميشن درسته كه توي سالهاي اول جنگ حساب جنگ دفاع از ميهن بود و اين عمل بين همه مقدس بود ولي بعد از سال 1360 همه ميدونن ديگه جنگ مقدس نبود اتفاقا طبق گفته قرآن اشتباه بود من متن آيه رو كامل نميدونم ولي اين جمله پدرم هميشه يادمه " هر گاه گروهي به شما حمله بردن از خود دفاع كنيد ولي اگر راضي به صلح شدن دست برداريد خصوصا اگر آن دو گروه مسلمان باشن "
خواننده - September 22, 2010 1:17 PM
خواننده :
از اين جمله شما دلم به درد ميگيره
"ياد دارم در تابستان سال 67 وقتي كه اخبار بعد از ظهر راديو اعلام كرد جمهوري اسلامي ايران قطعنامه 598 را پذيرفته است همه ما گريستيم"
چرا بايد ميگريستيد وقتش نبود اين همه ويراني تموم بشه ؟ كشته شدن اين همه جوون بس نبود؟ وقتش نبود دختري مثل من كه بهترين سالهاي عمرش رو توي جنگ و اضطراب بوده روي آرامش ببينه حرف من ميدونيد چيه ؟ شما اون موقع فكر ميكرديد كار درستي ميكنيد و اين احساس شما كاملا قابل درك و احترامه شما در يك مسيري حركت ميكرديد كه فكر ميكرديد دفاع از اسلام و قرآن ميكنيد و نظرتون براي خيلي ها محترم و درست بود، شايد افرادي مثل خانواده من كم بودن كه تحليلشون اين بود ، اين اقدامات اشتباهه" كميته ، انقلاب فرهنگي ، جنگ، اسلام و دين زوري ، قطع رابطه با اين كشور و اون كشور به بهانه مبارزه با استكبار" ولي چرا هنوز ازشون دفاع ميكنيد؟ اين براي من درد آوره شما كه معترض اقدامات اخير هستيد و اون رو عين بي عدالتي ميدونيد چرا سرچشمه رو در نظر نميگيريد؟
خواننده - September 22, 2010 1:22 PM
خواننده :
شايد بي ادبي كرده باشم ولي دلم ميخواست هميشه اين چيزها رو به يك نفر بگم اتفاقا دوست داشتم به يكي از گروه دوم خرداد و اصلاح طلبان اينها رو بگم باور كنيد تا ما اشتباهات گذشته رو نپذيريم و سعي نكنيم اونها رو تحليل كنيم تا ديگه تكرارشون نكنيم هيچي درست نميشه ده بار ديگه اگر قدرت بدست اصلاحات بيفته باز هم اتفاقات اساسي نميفته ، راه ما تا دموكراسي خيلي زياده
ببخشيد خيلي حرف زدم و شايد بي ادبي كرده باشم ولي بلاخره حرفم رو زدم
شکوری: آنچه من گفته ام بیان واقعیت بود. بحث درستی یا نادرستی آن را مطرح نکردم. فرق آن دوران با امروز این بود که حتی اگر امروز بپذیریم که برخی کارها و تصمیمات در آن زمان اشتباه بوده است اما به هر حال مردم از آنها حمایت می کردند و من حتی امروز تردید ندارم که حضرت امام تا آخر عمر از حمایت اکثریت مردم برخوردار بود آن هم نه فقط عوام مردم بلکه نخبگان.
اشتباه شما عزیزان این است که احساس حقانیت امروز خودتون را برتر از احساس حقانیت آن روز امثال ما می دانید. من نمی دانم تا مثلا ده یا بیست سال دیگر چه اتفاقاتی خواهد افتاد و آیا جوانان آن روز به امثال شما خرده نخواهند گرفت که چرا اینگونه که شما فکر می کنید فکر می کرده اند. من از همه چیز اوایل انقلاب و بعد از آن دفاع نمی کنم ولی خیلی از چیزهایی را که الآن درست نمی دانم را هم محکوم نمی کنم. می گویم آنها مال آن زمان بوده اند و ارجاع می دهم به قضاوتی که قاطبه مردم آن زمان نسبت به آنها داشته اند. من بارها خودم را در محکمه وجدان خودم محاکمه کرده ام. اما همیشه دریافته ام شکوری راد بیست یا سی سال پیش پاسخ های در خور تاملی برای شکوری راد امروز دارد. پاسخ هایی که شما ممکن است نپذیرید ولی شکوری راد امروزی که خود شاهد سیر حوادث بوده است بر روی آنها تامل می کند
خواننده - September 22, 2010 1:24 PM
خواننده :
سلام آقاي شكوري خسته نباشيد
حرف من شخص شما نبود همونطور كه بارها گفتم منظور من اين بود كه سالهاي اول انقلاب همه آرماني بودن و فكر ميكردن به هر ترتيبي شده بايد اسلام اجرا گذاشته بشه و بقول فيلم مارمولك "مردم رو به زور ميفرستيد بهشت در حاليكه اين كار شما شايد برعكس جواب بده و مردم از ته جهنم دربيان " اما گفته بوديد شايد جوانان آينده به امثال من خرده بگيرن حق باشماست يادمه زماني كه راهپيماييها بود دوستي به من گفت براي جي جونت رو ميگذاري و ميري شركت ميكني ؟ در جواب گفتم به خاطر بچم دلم ميخواد نسل بهتري از من باشه گفت از كجا ميدوني كه اينطوري ميشه شايد بدتر شد گفتم راست ميگي منتها الان فكر ميكنم بهترين كار همينه مطمئن باشيداگر در آينده بفهمم كه اشتباه كردم حتما حتما ميپذيرمش
يكبار ديگه هم گفتم كم هستن آدمهايي مثل آقاي تاج زاده كه قبول كنن سكوت و يا تاييد ما درگذشته نتيجه رفتارهاي الان است .
بازهم ممنون كه به حرفهاي من گوش ميديد.
خواننده - September 27, 2010 9:40 AM
روزبه :
سلام علی آقا! خیلی ممنونم که جواب دادید. منظور اصلی من این نبود که بگویم چفیه آنطور نیست و اینطور است. مقصود من این بود که همه ما اگر در موردی ادعا یا اعتقادی داریم آن را فقط بنام خودمان مطرح کنیم نه مردم. این روزها وقتی سایتهای منتسب به حاکمیت یا تلویزیون ایران را نگاه میکنیم به هر بهانه ای حتی روز قدس میگویند ((مردم ایران عاشق سینه چاک ولایت فقیه و دولت احمدی نژاد هستند)) به شبکه مجاهدین اشرف که نگاه کنیم میگویند ((مردم ایران عاشق رجوی هستند)) سلطنت طلبان میگویند ((طرفداران جنبش سبز خواهان بازگرداندن دوران طلایی سلطنت پهلوی و به تخت نشاندن رضا پهلوی هستند))مجریان شبکه پارس تی وی میگویند ((مردم ایران خواهان ریشه کن کردن نظام جمهوری اسلامی هستند)). کمونیستها میگویند ((مردم ایران خواهان ریشه کن کردن اسلام هستند)).دوست ندارم شما را که منتسب به جریان اصلاحات هستید در کنار گروههای فوق قرار دهم ولی شما هم که میگویید ((مردم چفیه را دوست دارند)). خوب این مستلزم اینست که در یک نظرسنجی موثق حداقل 50 درصد مردم چنین ادعایی کرده باشند. شما اگر میگفتید ((من چفیه را دوست دارم)) و یا ((عده ای از مردم چفیه را دوست دارند)) به حقیقت نزدیکتر بود و من هم مزاحم اوقاتتان نمیشدم
با تشکر و خدانگهدار
شکوری: حق با شماست
روزبه - September 28, 2010 5:07 AM