شکوری راد: بصيرت را كساني دارند كه وراي تبليغات صدا و سيما حقيقت را ميبينند
مناظره در دانشگاه لرستان با موضوع «بصیرت دانشجویی
شکوری راد: بصيرت را كساني دارند كه وراي تبليغات صدا و سيما حقيقت را ميبينند
داوری:درک تضادهای اصلی، راه حل دعواهاست
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی با تاکید بر پاسداری از قانون، گفت: اگر قانون را زير پا بگذاريم فاقد بصيرت هستيم، زيرا مهمترين عامل دوام و بقا را نفي كردهايم.
علي شكوريراد در مناظره ای با موضوع «بصيرت دانشجويي» كه توسط بسيج دانشجويي دانشگاه لرستان برگزار شد، ضمن درود بر روان شهداي انقلاب اسلامي،دفاع مقدس و جنبش سبز از استاد دكتر مجید شهرياري كه اخيراً در يك حمله تروريستي به شهادت رسید به عنوان آخرین شهید یاد کرد و از حاضرین خواست قیام کرده و برای شادی روح او فاتحه بخوانند. وی همچنین با اشاره به سالروز تاسیس بسیج به فرمان امام، اظهار داشت: بسيج وارث راه شهيدانی ست كه به تعبير امام ره صد ساله را يك شبه طي كردند و امروز هر كسي نميتواند اين راه را ادامه بدهد زيرا بسيج محل ايثار و از خود گذشتگي است و بنا به تعبير مهندس موسوي كه در دوران نخستوزيري خود آن را بيان كردند و امروز بر در و ديوارهاثبت است، “بسیج مدرسه عشق است”.
وي افزود: بايد بسيج را به عنوان مدرسه و نماد عشق و ايثار حفظ كرد و مبادا اجازه بدهیم ميليشياي قدرت بشود و كساني از آن براي اهداف سياسي خود بهرهبرداري كرده و فقط بخشي از ملت را پوشش دهد. بسيج متعلق به همه ملت است و شعبه شعبه كردن آن براي اهداف سياسي بزرگترين خطر برای اين تشكل الهي است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت همچنين با تجليل از برخي شخصيتهاي مشهور استان لرستان گفت: در ابتدا بايد حجه الاسلام والمسلمین آقاي كروبي به عنوان روحاني شجاع و مردم دار و یار دیرین امام كه پيوند خود را با مردم حفظ كرده است یاد کنم و نيز از خانم دكتر زهرا رهنورد به عنوان افتخار جامعه ايران، بخصوص زنان، و به عنوان يك روشنفكر قرآن پژوه نام ببرم. من ايشان را از دوران دانشجويي خودم ميشناسم و ما آن زمان درسهای قرآنی ایشان را تکثیر و توزیع می کردیم. همچنين ياد آزاده دربند عبدالله مومني كه امروز براي دفاع از حقوق ملت در زندان است و حاضر نشد در ازای آزادي، ارزشهاي خود را رها كند گرامي ميدارم.
وي در ادامه با تبيين معناي بصيرت آن را توانايي ذهن براي ديدن باطن امور و قدرتي دروني براي شناخت حق از باطل و راه از چاه دانست كه فراتر از عقل و دانش عمل می کند و قدرتی خدادادي است كه انسان ميتواند با مراقبت نفس و اخلاص در نیت و عمل آن را كسب كند و ادامه داد: كسي نميتواند بصيرت را در اختيار انسان بگذارد زيرا امري درونزاد است. جوهره بصيرت در دو آيه قرآن آمدهاست؛ يكي اين آيه كه ان تتقواالله یجعل لکم فرقانا «اگر تقواي الهي پيشه كنيد خداوند فرقان (توانايي تمييز حق از باطل) را به شما عطا ميكند» و ديگر اين آيه که من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب «هر كس تقواي خدا را پيشه كرد خدا راه خروج از گرفتاريها را به او نشان ميدهد و از جايي روزي او را ميدهد كه در حساب نميآيد».
اين فعال سياسي تصريح كرد: در تقواي الهي دوري از گناه و حقكشي وجود دارد و هر نوع كمفروشي به خدا، خود و دیگران گناه محسوب ميشود و اگر كسي مرتكب آن شود تقوا و در نتيجه بصيرت خود را از دست داده است. لذا بصيرت تلاش انسان براي دوري از گناه و بهرهبرداري از قدرتی است كه خدا در اختيار ما گذاشته است. بصیرت يك دوره آموزشي يا طرح عملياتي نيست. بزرگترين اشتباه نیز اين است كه بصيرت را از يك فرآيند، تبديل به يك دستورالعمل كنيم يعني بجاي طي كردن يك فرآيند بگوئيم كه به كلاس، اردو يا نزد كسي برويم تا بصيرت را به ما القا كند.
وي با بيان اينكه بصيرت اجتماعي پاسداري از حق مردم و قانون است، گفت: اگر ميخواهيم كسي بصيرت بيابد بايد يك چيز به او بگوئيم و آن اينكه گناه نكن و حق خود، خدا و مردم را نيز تباه نكن! در اين صورت بر اساس وعده قرآنی آن فرد به بصيرت دست مييابد. بر همين اساس نيز بصيرت ربطي به دانش، مدرك، لباس و عنوان افراد ندارد. زيرا هر كسي ممكن است گناه كند و اينگونه نيست كه كسي براساس ظاهر، مقام و موقعیت بصيرت داشته باشد و بر همان اساس عدهاي هم بصيرت نداشته باشند.
شكوريراد اظهار داشت: بصيرت يك هدف نيست بلكه یک رخداد است و كسي كه ویژگیهاي ذكر شده را داشته باشد ميتواند به آن دست می یابد. در عين حال اين امر به معناي تعطيلي عقل نيست بلكه در ادامه آن است. برخي فكر ميكنند اگر سخني مخالف عقل بيان كنند ميتوانند ادعا كنند كه آن را براساس بصيرت زدهاند در حالی که چنین نیست. همچنين بصيرت به معناي نفي دانش و تجربه بشري نيست بلكه كاملكننده آن است و نيز به معناي ناديده گرفتن حقايق پيش چشم و واقعیت های پیش رو نيست. نميتوان گفت ما با چشم عقل چيزي را ميبينيم كه چشم ظاهر خلاف آن راميبيند و در حالی که رنج ها و دردهاي مردم و نابسامانيها را نديده ایم ادعاي بصيرت كنیم.
عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي جامعه پزشكی ایران تاكيد كرد: بصيرت به معناي تقليد و تبعيت محض و حمايت از ديگران نيست، بلكه مرحله بالايي است كه افراد متقي و دارای نیت و عمل صالح ميتوانند به آن دست يابند.
در ادامه اين مناظره عبدالرضا داوري فعال رسانهاي اصولگرا و حامي دولت با اشاره به افراد نامبرده شده از سوي شكوريراد اظهار داشت: تاريخ مملو از چنين افرادي بوده كه عليرغم سوابق طولاني در امتحانات تاريخي سقوط كردهاند و مردود شدهاند مانند طلحه و زبيرها كه در صدر اسلام در كنار پيامبر بودند و با وجود القابي مانند سيفالاسلام عليه جانشين ايشان شمشير كشيدند. افرادي هم كه شكوريراد نام برد اينگونه بودند و در فتنه سال گذشته كه جبههاي از گوگوش تا سروش و پهلوي و قجری را ديديم نتوانستند از گذشته خود بهره بگيرند. البته امام (ره) ملاك را حال فعلي افراد ميدانست.
وي در ادامه با اشاره به اين سخن امام كه دانشگاه را مبدأ همه تحولات ميدانستند 40 برابر شدن تعداد صد هزار نفری دانشجويان نسبت به ابتداي انقلاب را باعث كم شدن تاثير اين قشر در جامعه و تودهاي شدن آموزش عالي در كشور دانست و سير طبيعي نهادهاي سنتي علمي در ايران را متناسب با نيازهاي جامعه ندانست و ادامه داد: در دوره سياستهاي چكمهپوشي رضاخان دانشگاهها تاسيس شدند و به همين دليل نيز اين نهاد با نهادهاي ديگر جامعه هيچگونه ارتباطي ندارد و همواره با آنها در تعارض بوده است مانند عرصه صنعت كه هيچگونه ارتباط متقابلي ميان آن و دانشگاه نبوده است.
داوري همچنين با بيان اينكه تعريف فعاليت سياسي دانشجويان در ايران ميراث حزب توده است كه دانشجو هميشه بايد در حال اعتصاب و شيشه شكستن باشد تصريح كرد: رسالت دانشجو علمآموزي است و در عين حال در محيط دانشگاه ميتواند اجتماعپذير هم شود اما تصور چريك بودن اين قشر، كه از سوي ماركسيستها بيان ميشد بعد از انقلاب هم ادامه يافت.
اين فعال رسانهاي اصولگرا همچنين تعريف قرآني شكوريراد از موضوع بصيرت را مورد قبول دانست و در عين حال گفت: اين نكته نيز آموزه مهمي است كه كنشهاي ما بر درون افراد نيز اثر ميگذارد و لذا نميتوان باور داشت كسي زندگي ظالمانه داشته باشد اما به فكر مردم هم باشد.
وي افزود: ما بصيرت را از ادبيات رهبري وام گرفتهايم كه براي اولين بار در سال 75 و در آستانه انتخابات مجلس پنجم آن را به كار بردند. تلقي ما از اين عبارت اين است كه بايد تابلوهاي راهنمايي در جامعه باشد تا مسير را از طريق آنها تشخيص دهيم و منافع ملي را بشناسیم.
سپس شكوريراد در پاسخ به اين سخنان با تاكيد بر اينكه گاهي طرح تمثيلات تاريخي بصيرت افراد را كور ميكند و هيچ دو رويداد تاريخي کاملا با هم منطبق نيستند گفت: به طور مثال بعد از رحلت پيامبر(ص) همه، به جز چند نفر (از جمله حضرت علي)، با خليفه بعدي بيعت كردند که اگر بخواهيم بنا را بر مقايسه تاريخي بگيريم پس بايد بگوئيم ايشان مصالح اسلام را در نظر نگرفتهاند و در جامعه انشقاق ايجاد كردهاند كه اتفاقا اين همان چيزي است كه اهل سنت تبليغ ميكنند.
همچنين امام حسين نيز در زمان یزید به عنوان يك خارجي شناخته شد و به همين عنوان سر او را بريدند و لذا اگر بخواهيم تمثيل تاريخي بگيريم بايد بگوئيم اكنون چه كسي به جاي چه كسي نشسته است كه اين امر صحيحي نيست.
وي با بيان اينكه من هم معتقدم در انتخابات سال گذشته فتنهاي بود تصريح كرد: امااين فتنه از جانب كساني بود كه كودتا و تقلب را در انتخابات طراحي كردند و اصولا اين روند از قبل انتخابات آغاز شد كه عدهاي بنا را به انجام كودتا و در نظر نگرفتن راي مردم گذاشتند و گرد و غبار آن فتنه همچنان در آسمان هست. البته آن عده موفق هم شدند؛ يعني آن كسی را كه می خواستند بر کرسی رياست جمهوري نشاندند و مخالفان را به انحاء مختلف از صحنه خارج كردند. لذا فتنه واقعي آن بود و نه اعتراض به نتیجه اعلام شده برای انتخابات.
عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي جامعه پزشکی همچنين با بيان اينكه آمار دانشجويان در ابتداي انقلاب 180 هزار نفر بود و اكنون حدود 4 ميليون است گفت: البته آقای داوری در این مورد غرضی نداشتند اما آمارهایي كه اکنون در كشور اعلام ميشود معمولا دروغ است مگر آنكه خلاف آن ثابت شود! ضمن آنكه سخن آقاي داوري مبني بر نخبه نبودن دانشجويان فعلي صحيح نيست بلكه ميتوان گفت درجه نخبه بودن مانند ابتداي انقلاب نيست زيرا در آن زمان دانشجويان به دليل كمياب بودن ارج و قرب بيشتري داشتند.
شكوريراد همچنين با اشاره به سخنان داوري در مورد حزب توده يادآور شد: اين حزب هيچگاه مشي چريكي نداشت و دانشجو را چريك فرض نميكرد. اين حزب در ميان دانشجويان هم پايگاه چنداني نداشت و در ميان نظاميان بيشترين نفوذ را داشت. همانطور كه ميدانيم فرمانده نيروي دريايي ارتش در دوران دفاع مقدس يك فرد تودهاي بود که بعدا اعدام شد.
وي در مورد ارتباط دانشگاه با ساير نهادها نيز گفت: در غرب، صنعت و دانشگاه ارتباط زيادي با يكديگر دارند و بخش زيادي از درآمد دانشگاهها نيز ناشي از كارهاي تحقيقاتي براي بخشهايي مانند صنعت است اما در ايران اينگونه نيست زيرا دانشگاه بودجه خود را از دولت ميگيرد و به همين خاطر تحقيقات كاربردي زيادي نيز در آن انجام نميشود.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه با بيان اينكه سكولارها هيچگاه از تضاد درون و بيرون سخن نميگويند، تصريح كرد: ممكن است آنها بگويند ديانت از عملكرد اجتماعي جدا است اما نميگويند كه دورغ گفتن در درون جايز نيست اما در ظاهر مجاز است! اتفاقا در برخي موارد سياستمداران سکولارآمريكايي -كه آن را شيطان بزرگ ميدانيم- بيشتر از ما دروغ را قبیح ميشمرند و لذا وعده و آمار دروغ نميدهند. مثلا پشت تلویزیون به مردم نميگويند كه ماهي 40 هزار تومان يارانه نقدي ميدهيم كه اگر 20 هزار تومان آن ذخيره شود بعد از 15 سال معادل 50 ميليون ميشود در حالي كه با یک ضرب و تقسیم ميفهميم كه اين رقم 3 ميليون و 600 هزار تومان ميشود. در كشورهاي غربي اگر چنين دروغي گفته شود تا هفت پشت آن فرد نميتوانند مقام دولتي بگيرند.
همچنين داوري در پاسخ به شكوريراد در مورد تاريخ صدر اسلام گفت: جريان سقيفه پس از رحلت پيامبر ميخواست يا رهبري را به دست گيرد يا رهبر منتخب مطابق ميل آنها عمل كند كه در گام اول موفق شدند ولي علي (ع) بر اساس مصالح اسلام با خليفه منتخب آنان همكاري كرد و در عاشوراي حسيني هم امام حسين براي دوري از ذلت و گزيدن عزت، شهادت را انتخاب كرد.
وي همچنين تاكيد كرد: بنده به كودتا و تقلب در انتخابات اعتقادي ندارم و سندي هم در مورد آن ارائه نشده است. لذا اين سخنان عمدتاً مبتني بر تحليل است و بعد از مدتي هم عدم صحت آنها مشخص شد.
داوري در مورد حزب توده نيز يادآور شد: اين حزب تا پيش از كودتاي 28 مرداد فضاي دانشجويي را در دست داشت و پس از آن انشعابهاي مختلفي که در آن رخ داد، روح كلي آن بود که در تشکل های مختلف وجود داشت دانشگاه را به عنوان فضاي سياسي و دانشگاه را كنشگر سياسي ميدانست.همچنين قبول دارم كه در غرب صنعت و دانشگاه در دل هم هستند. در مورد سكولارها نيز بايد گفت كه مهمترين ويژگي آنها «دو انگاري كردن» همه پديدهها است كه با رويكرد قرآني سازگاري ندارد.
اين فعال رسانه اصولگرا همچنين در مورد غلط بودن آمارها در كشور كه از سوي شكوريراد بيان شد گفت: اين اشتباه رئيسجمهور در تلويزيون در مورد يك ضرب و تقسيم بوده است ضمن آنكه سخن وي يك توصيه ساده بود و بيانصافي است كه آن را جزو آمار دروغ بدانيم بلكه بايد دولت را در طرح بزرگ هدفمند كردن يارانهها كه خاتمي گفت آرزوي اجراي آن را داشتم كمك كنيم زيرا طرحي متعلق به نظام است البته ذخاير ارزي بنا به اعلام بانك مركزي آنقدر زياد است كه دولت تا دو سه سال ديگر هم ميتواند آن را اجرا نكند و به عهده دولت بعدي بگذارد.
وي بصيرت را نيز شناختن راه و آگاهي از اين امر دانست كه در جامعه كجا بايستيم و ادامه داد: رهبر معظم انقلاب سال 73 در ديداري با مسئولان خبرگزاري جمهوري اسلامي كه محتواي آن منتشر نشد فرمودند: ماركسيستها حرف بی ریط زیاد دارند اما يك حرف خوب هم داشتند و آن اينكه «مبارزه، علم است»؛ يعني بايد تضادهاي اصلي در جامعه را تشخيص داد و بهفميم دعواي واقعي كجاست كه خيليها سعي كردند در كشور ما اين تضاد را تعريف كنند. مثلاً بعضيها از تضاد اقتدارگرايي و مردمسالاري و عدهاي هم از تضاد اسلام و مدرنيته سخن گفتند كه بصيرت يعني اينكه بدانيم در اين ميان كجا بايستيم.
شكوريراد هم در پاسخ به سخنان وي در مورد تقلب در انتخابات گفت: بلافاصله پس از انتخابات بلايي بر روزگار معترضان آمد كه تمام اسناد و مدارك آنها را گرفتند و حتي مدارك كميته صيانت از آراء هم از بين رفت و اصولاً بخشي از كودتا از بين بردن آنها بود اما خداوند خواست و نوار سخنراني سردار مشفق كه جزو كادر مركزي كودتا بود به دست معترضان افتاد و اعترافات صريح ايشان را تاكنون كسي تكذيب نكرده بلكه سردار جوانی معاون سیاسی سپاه پاسداران آنها را تاييد كرد لذا اعترافات وي مهمترين سند در مورد مهندسي كردن انتخابات براي كسب نتيجه دلخواه است كه بر همين اساس 7 اصلاح طلب شكايتي را نوشتند كه اگر دستگاه قضايي به آن رسيدگي كند شواهد لازم وجود دارد و به همين دليل موضوع تقلب و كودتا داراي اسناد كافي است و همين كه دستگاه قضايي حاضر به رسيدگي نيست حكايت از متقن بودن آنها دارد.
وي افزود: همانطور كه احمدينژاد پيشنهاد تشكيل كميته حقيقتياب براي حادثه 11 سپتامبر را داد ما هم براي انتخابات سال گذشته رياستجمهوري اين پيشنهاد را داريم؛ شايد در اينجا هم مانند آمريكاکه ادعا می شود خود 11 سپتامبر را بوجود آورد دست اندركاران انتخابات تقلب كرده باشند. البته تحليل بعضي ديگر از انتشار نوار سردار مشفق اين است كه کودتاگران می خواستند به همه نشان دهند اين كارها را انجام دادهاند و به آن افتخار می کنند لذا معترضان باید دنبال كار خودشان بروند.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با بيان اينكه دانشجو در كشور ما موقعيت ممتازي يافته است گفت: در كشور ما يك حزب فراگیر وجود داشت كه آن جبهه مشاركت بود و متاسفانه منحل اعلام شد. لذا اكنون بعد از 30 سال حزبي فراگير كه مردم فعاليت سياسيشان را در آنجا انجام دهند وجود ندارد و متاسفانه از ابتداي انقلاب تا الان دانشجو مجبور بوده است اين نقش بر زمين افتاده را به عهده گيرد و در برخي مواقع هم بخاطرآن ضربه خورده است.
شكوري يادآور شد: در سال 73 و هنگام بروز اختلاف نظر بین رهبري و آقاي هاشمي در مورد برخي سياستها، مجمع روحانيون مبارز و سازمان مجاهدين انقلاب اگرچه بودند اما فعاليت چنداني نداشتند و لذا فقط يك روزنامه سلام بار نقادي سياسي را در جامعه به دوش ميكشيد كه رهبري براي پرشدن اين خلاء طي يك سخنراني گفتند: خدا لعنت کند كساني را كه دانشجویان ما راغير سياسي كردند و بعد از آن سخنان بود كه گشايشي در فضای سیاسی كشور ايجاد شد. البته نتيجه آن، مورد دلخواه برخي افراد نبود و منجر به 2 خرداد 76 و انتخاب خاتمي در انتخابات هفتم رياست جمهوري شد.
وي با بيان اينكه دانشجويان ايثارگرانه وارد فعاليتهاي سياسي شدهاند، بخش های دانشجویی گروههای سیاسی مختلف از ابتدای انقلاب را مورد اشاره قرار داد و تاكيد كرد: تنها گروهي كه به جريانات بيرون از دانشگاه وصل نبود انجمنهاي اسلامي دانشجویان بودهاند كه در هر دانشکده فعاليت جداگانه داشته اند و بعداً در قالب دفتر تحکیم وحدت متحد شدند. آنها هيچ رابطه ارگانيك با امام خميني نداشتند و رابطهشان با ايشان اعتقادي بود و در زمينه تسخير لانه جاسوسي و انقلاب فرهنگي هم خودشان حركت كردند كه اين يك بصيرت دانشجويي بود زيرا كسي به آنان دستور نميداد. لذا در آن زمان دانشجو بود كه خلأ سياسي كشور را پر كرد.
شكوريراد يادآور شد: پس از طرد بنيصدر و گروهكها بين سالهاي 60 تا 62 همواره يك كانديدا یا یک فهرست اصلي در انتخاباتها حضور داشت و راي ميآورد و اين دانشجويان بودند كه در انتخابات مجلس دوم در رقابت با حزب جمهوري اسلامي و جامعه روحانيت مبارز حضور يافتند و اين بصيرت از درون آنان جوشيد که انتخابات را رقابتی کنند، زيرا صرف تشكيل گروه و خواندن جزوه و بولتن موجب بصيرت نيست بلكه هواداري است و در نقطه مقابل بصيرت قرار دارد.
همچنين داوري در پاسخ به سخنان وي تاكيد كرد: در دنياي ارتباطات امروز هيچ چيز مخفي نميماند و اگر سندي در مورد تقلب در انتخابات بود قطعاً در گوشه ای از جهان در اینترنت منتشر ميشد و لذا هيچ سندي در اين مورد وجود نداشته است. سردار مشفق هم در آن سخنرانی ميخواهد اثبات كند كه كودتا از طرف مقابل كه خود را «سبز» مينامد طراحي شده بود. شكايت 7 نفر نيز به اين خاطر بوده كه در سخنرانی مشفق آنها به كودتا متهم شدهاند تا با حمايت غرب بساط انتخابات را بهم بزنند.
وي در ادامه با بيان اينكه رقابت با رئيسجمهور بر سركار مسئله تازهاي در انتخابات سال گذشته بود گفت: رهبر انقلاب در ديدار با نمايندگان كانديداها از آنان سند خواستند كه آنان چيزي نداشتند اما آقاي زنگنه پاسخ داد كه سند ما پرداخت سهام عدالت 10 روز قبل از انتخابات و افزايش حقوق معلمان يك هفته قبل از آن است. ما فراموش ميكنيم رقابت با دولت حاضر چنين هزينههايي را نيز دارد ضمن آنكه احمدينژاد از روز اول به سفر استاني که کاری بود ميرفت، برخلاف خاتمي كه فقط در قالب سفرهاي غیركاري و هر 128 روز يك بار به استانها ميرفت.
داوري تصريح كرد: كسي نميگويد احمدينژاد خالي از اشتباه است اما آيا اين خطاها آنقدر زياد بوده كه 10 ميليون راي جابه جا شود؟ انتخابات را فرهنگيان برگزار ميكنند، مگر ممكن است چنين تقلبي انجام شود و سندي بيرون نيايد؟ نوار سخنان سردار مشفق هم سال 89 منتشر شد و مگر ميتواند توجيهگر اتفاقات خرداد و تير 88 باشد؟ حتي گنجي كه حزباللهي و احمدينژادي هم نيست براساس نظرسنجي دكتر قاضيان گفته است كه احمدينژاد در شهرستانها پيشتاز بوده است.
وي در مورد مستقل بودن دفتر تحكيم وحدت از تشكلهاي بيرون دانشگاه نيز گفت: اين تشكل در نقاط كليدي تحت تاثير آقاي موسوي خوئينيها و صحنهگرداني وي بوده است.
شكوريراد در ادامه درخصوص حادثه 18 تير اظهار داشت: آن اعتراض، نسبت به توقيف روزنامه سلام بود كه پس از بازگشت دانشجويان از تظاهرات هنگام شب نيروهاي انتظامي به محل خوابگاه دانشجويان حمله كرده، آنان را كتك زدند مجروح كردند و عدهاي را نيز بازداشت كردند كه اين يك كار سازماندهي شده توسط بخشي از ناجا بود.يعني آنچه فاجعه 18 تير را به وجود آورد آن حمله به خوابگاهها بود در كجاي اين مسئله نيروهاي خارج از دانشگاه دخالت داشتهاند؟
وي ادامه داد: اين دروغ مانند دروغي است كه در مورد عاشوراي سال گذشته گفته شد؛ در آن روز مردم به خيابان آمدند و اعتراض كردند. ولی با هدایت کودتاگران عدهاي هم دو سه جا در حضور دوربین های صدا و سیما آتش زدند و از آنها فيلم گرفته شد و در صدا و سیما نمایش داده شد. بر اساس همان فيلمها گفتند كه مردم نسبت به عاشورا هتك حرمت كردند و به دليل در اختيار داشتن رسانه ملي وانمود کردند که مردم چنین کرده اند.لعنت خدا بر آنان بادکه چنین دروغی را مطرح کردند! دروغ دیگر هم اینکه تظاهرات 22 بهمن را به نفع يك جناح مصادره كردند در حالی که اصلاح طلبان و جنبش سبز نیز در آن حضور داشت.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت گفت: وقتي صدا و سيما پشت چنين دروغهايي باشد آنها تبديل به باور در بخشی از مردم ميشوند و براساس آنان نيز گناهها و معصيتهايي به وجود ميآيد ولي اگر كسي بصيرت داشته باشد به واقعيت 18 تير، عاشوراي 88 و 22 بهمن سال گذشته پي ميبرد؛ لذا بصيرت را كساني دارند كه وراي تبليغات پر زرق و برق صدا و سيما حقيقت را ميبينند و آنهايي كه تسليم این تبلیغات می شوند بصيرتي ندارند كه به آن بنازند.
شكوريراد در ادامه همچنين گفت: بزرگترين مشكل انتخابات موضوع تجميع آراء بود كه براي آن ناظر مستقلي وجود نداشت بلكه رايها به ستاد مركزي فرستاده شد و در يك اتاق در بسته آرا را جمع كرده و یک نتیجه اعلام كردند. همچنين 7 نفر از اعضاي شوراي نگهبان که ناظر بر انتخابات بودند قبلا ازاحمدينژاد حمايت كرده بودند و لذا صلاحیت نظارت بر انتخابات را نداشتند و به نظارت آنها نمی توان اعتماد کرد.
وي ادامه داد: بعد از هر انتخابات گزارش كاملي از آن منتشر ميشود كه تاكنون اين اتفاق نيفتاده است و اگر به قول شما تاجزاده ميخواست تقلب كند درحالي كه شوراي نگهبان بالاي سرش بود؛ حتما دولت مردان كنوني كه شوراي نگهبان هم جهتشان بود ميتوانستند به مراتب بيشتر تقلب كنند كه اين كار را نيز كرده اند. اگر به شكايت تاجزاده از آيتالله جنتي رسيدگي ميشد اكنون این او بود که می بایست در زندان باشد نه تاج زاده. اما چون رسيدگي نشده است اين اتفاق برعكس شده است و شايسته نيست كه در نظام اسلام 10 سال به يك شكايت رسيدگي نشود كه اين خود به معناي تخلف و تقلب است. زيرا يك گروه اعتراض ميكنند و سركوب ميشوند اما طرف مقابل هركاري بخواهد انجام ميدهد؛ آقاي رحيمي با آنهمه تخلف در پرونده بيمه در جايگاه معاون اول است و آنوقت اين همه جوان بيگناه در زندان هستند.
این نماينده مجلس ششم خطاب به داوري گفت: رسانه های خود شما گفتند كه علی لاريجاني تلفني به آقاي موسوي تبريك گفت، وي آن را تكذيب نكرد چنین مطالبی راجع به آقاي صادق لاريجاني نیز وجود دارد كه تاكنون بنا به دلايلي رسانهاي نشده است و اگر لازم بود اين كار را انجام خواهد شد نظرسنجي وزارت اطلاعات نيز دلالت بر اين داشت كه انتخابات به مرحله دوم ميرود اما اختلاف آرا 10 ميليوني بود. چطور است كه گنجي را شاهد مثال ميآورد ولي وزارت اطلاعات خودتان را قبول نداريد؟
وي با بيان اينكه هيچ ناظر آگاهی حضور مردم در انتخابات را 40 ميليوني ارزيابي نميكند، اظهار داشت: حضور مردم در انتخابات پرشکوه بود، اما براي 40 ميليون ازدحام بيشتري بر سر صندقها می بایست وجود داشته باشد و مشاركت در انتخابات رياست جمهوري حداكثر 33 الي 34 ميليون بوده است.
وي تاكيد كرد: بايد آمار دقيق و چگونگي توزيع تعرفههاي راي و قطع شدن تلفن ناظران كانديداها مشخص شود ولي همه اسناد را از بين بردند و اصلا دو ماه قبل از انتخابات با تشكيل كميته صيانت آرا مخالفت كردند. اما وقتي سه ميليون نفر در انتخابات به خيابانها ميآيند بايد فهميد كه اعتراضات جدي است و سند ما براي تقلب در انتخابات حضور سه ميليون نفر در خیابان است.
داوري هم در پاسخ به شكوريراد با انتقاد از اينكه شكوريراد راي احمدينژاد را زير سوال برد، مهدي هاشمي را سند مربوط به انتخابات دانست كه در دسترس نيست و تاکید کرد كه اگر دادگاهي تشكيل شود قضيه كميته صيانت از آراء روشن ميشود.
وي گفت: در بازشماري آراء راي آقاي رضايي و موسوي كمتر هم شد و لذا فكر ميكنم اين صحبتها از نظر اخلاقي و عدالت درست نباشد. ضمن آنكه از پرونده آقاي رحيمي نيز واقعا اطلاعي ندارم فقط ميدانم كه آيتالله لاريجاني گفت در پرونده بيمه افراد بزرگي حضور دارند. همچنين تماس تلفني علي لاريجاني با موسوي نيز از سوي رئيس دفتر وي تكذيب شد. هر چند ممكن است برخي دچار چنين ذهنيتي شده بودند و بعدا اصلاح شد.
داوري در مورد نظرسنجيها در مورد پيروزي احمدينژاد در انتخابات نيز گفت: همان تيمي كه پيروزي خاتمي را پيشبيني كرده بود پيروزي احمدينژاد را پيشبيني كرد و من كاري به نظرسنجي وزارت اطلاعات ندارم زيرا درون آن وزارتخانه طيفهاي مختلفي وجود دارد.
وي افزود: در روز 20 خرداد 88 براساس آخرين نظرسنجي كه در ايرنا انجام داديم بيش از 63 درصد آراء را احمدينژاد كسب كرد و لذا اگر تقلب بخواهد صورت گيرد حد و سقفي دارد.
اين فعال رسانهاي اصولگرا با اشاره به روز عاشورای پارسال نيز تاكيد كرد: مردم حتما چيزي ديدند كه آنقدر منسجم شدند و در راهپیمایی روز9 دي آمدند. در مورد 18 تير 78 هم بايد گفت يك پروژه سازمان يافته توسط لیبرال های داخلی بود و همان دستي كه دانشجويان را از كوي بيرون آورد نيروي انتظامي را هم به كنش منفي كشاند و نفوذيها اوضاع را در دو طرف به هم ريختند.
در ادامه اين جلسه تعدادي از دانشجويان به بيان سوالات خودشان پرداختند.
ابتدا شكوريراد در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا اعترافات ابطحي و عطريانفر را هم انكار ميكنيد؟ گفت: آنان اكنون كه بيرون هستند اين حرفهاي خود را تكذيب ميكنند وقتي كسي چند ماه در سلول انفرادي ماند و به يك باره به پشت تلويزيون بيايد صحبتهاي او واقعي نيست. خوب است كه صدا و سيما هماكنون فرصتي به آنان بدهد تا صحبت كنند. ضمن آنكه آن سخنان تحليلي بود و جنبه اخباري نداشت. لذا آن سخنان تحت فشار بازجوها بوده است.
عضور شوراي مركزي جبهه مشاركت با اشاره به ادعاي انقلاب مخملي و متهم كردن اصلاحطلبان به تلاش در جهت انجام آن گفت: چند وقت است كه از اين مسئله صحبت نميشود زيرا سخن غلطي است و اصولا اين نوع انقلاب در كشورهاي ديكتاتوري وابسته به شوروي در آسياي ميانه اتفاق ميافتاد كه در اثر موجآفريني رسانههاي غربي مردم به خيابان ميآمدند و حكومت را ساقط ميكردند.دكتر تاجيك هم كه مستقيما از زندان به تلويزيون آمد گفت كه اين ادعا خود شما را زير سوال ميبرد. لذا حدود يك سال است كه از انقلاب مخملي حرفي زده نميشود در حالي كه تمام دادگاههاي فرمايشي و دستگيريها به اسم همين مسئله بود.
وي تصريح كرد: اگر بخواهيم از انقلاب مخملي سخن بگوئيم اولين انقلاب مخملي انقلاب اسلامي بود كه مردم به خيابانها آمدند و شاه ساقط شد و خونريزي زيادي هم رخ نداد. لذا اين تمثيلات از جمله انقلاب مخملی و دخالت بیگانه توهم است و اعتراض مردم عليرغم سركوب شدن وجود دارد و جنبش سبز زنده است و خواب و خيال آقايان را گرفته است.
داوري هم در پاسخ به اظهارات شكوريراد تاكيد كرد: انقلاب مخملي اصولا در ايران مفهوم ندارد و كساني كه اتهام آن را مطرح كردند تحليل خود را داشتند. اما دليل اين شبيهسازي اين بود كه همه انقلاب مخمليها هنگام انتخاباتها رخ ميداد اما در آن كشورها رئيسجمهور در راس كشور قرار داشت و نيروهاي مسلح در دعواها بيطرف بودند اما در ايران اين دو صحنه متفاوت است و ولايت فقيه در راس قرار داشته و نيروهاي مسلح تحت امر آن قرار دارند و نميتوانند در اين صحنهها ورود پيدا كنند. در عين حال بايد يقين داشت غرب براي ايجاد شكافهاي سياسي و اجتماعي در ايران برنامهريزي ميكند تا نيروهاي هوادار خود را به قدرت برساند. من نميخواهم بگويم شكوريراد و هواداران جنبش مستقيما با آمريكا ارتباط دارند ولي ممكن است گاهي در پازل دشمنان قرار بگيرند.
وي ادامه داد: در مورد جنبش سبز نميتوان گفت حمايت اوباما و سران اسرائيل ظاهرسازي است. همانطور كه در اسناد لانه جاسوسي مشخص شد دليل رويگرداني آمريكا از شاه، اميدواري نسبت به روي كار آمدن هواداران غرب و جبهه ملي بود و تصور نميكردند جريانات مذهبي و امام روي كار بيايند.
همچنين شكوريراد در مورد بصيرت سياسي گفت: بصيرت سياسي يعني چيزي كه بتواند قوام و دوام جامعه را حفظ كند و ماندگار باشد تا از طريق آن توسعه حفظ شده و رفاه به ارمغان آيد و چيزي كه باعث اين بقا و دوام ميشود قانون است كه بايد بيش از همه چیز از آن پاسداري كرد. البته ممكن است قانون عيبهايي داشته باشد كه می شود آن را اصلاح كرد ولي اگر قانون را زير پا بگذاريم فاقد بصيرت هستيم، زيرا مهمترين عامل دوام و بقا را نفي كردهايم.
اين فعال سياسي گفت: در دوره بازداشت من بازجو دائما ميگفت كه قانون را كنار بگذار اما من ميگفتم تمام تلاش سياسي ما پاسداري از قانون بوده است آن وقت حالا آن را كنار بگذاريم؟ لذا تمام كساني كه قانون را زير پا ميگذارند فاقد بصيرت هستند؛ همان كساني كه ستاد صيانت از آراء را غير قانوني دانستند و اجازه ندادند ناظران نامزدها در ستاد انتخابات حاضر باشند و مانع حضور ناظران مستقل در اتاق تجميع آراء شدند و اجازه تجمع هم به مردم معترض ندادند و آنها را سركوب كردند. در حالي كه يك راهپیمایی یا تجمع مردمي طبق قانون اساسی نياز به اخذ مجوز ندارد. مانند راهپیمائی های 22 بهمن و روز قدس و 25 خرداد88 که وزارت کشور برای هیچیک مجوز صادر نکرده بود. همچنین اينكه به يك بسيجي چوب بدهند تا به جان مردم بيفتد و در كهريزك با جوانان مردم آنگونه رفتار كنند و اجازه عزاداري به خانواده شهدا ندهند غير قانوني است.
داوري نيز در پاسخ به سوالی با دفاع از توزيع سهام عدالت، راي دادن مردم به دليل توزيع آن را توهين به مردم دانست و گفت: همان رأيي كه دوم خرداد به خاتمي داده شد در سه تير هم به احمدينژاد داده شد زيرا تمناي تغيير در جامعه وجود دارد.
شكوريراد هم با قرائت بخشهايي از پیام اخیر مهندس موسوي به مناسبت ماه آذر که با استقبال و تشویق اکثریت دانشجویان حاضر همراه شد گفت: آگاهي بخشی به مردم مهمترين وظيفه دانشجويان است و دانشجویان می توانند با تکثیر و توزیع فرمت روزنامه ای كلمه، اعتماد ملي و مشاركت این کار را انجام دهند.
داوري هم در پايان بار ديگر تاكيد كرد: بايد تضاد اصلي جامعه را درك كنيم كه در اين صورت بسياري از دعواهاي سياسي و اجتماعي حل ميشود.

نظرات
روزبه :
سلام آقای دکتر شکوری راد!
در مورد حادثه تلخ اشغال سفارت آمریکا فرمودید : ((اين يك بصيرت دانشجويي بود زيرا كسي به آنان دستور نميداد)) . اینکه عده ای دانشجو بدون دستور حرکتی را انجام دادند دلیل بر بصیرت آنها نیست. شما باید اول ثابت کنید حرکتی که کردند و راهی که رفتند درست بوده و یا به اهداف صحیحی منتج شده و بعد نتیجه بگیرید این کار بصیرت بوده است.
شعار اصلی آقای خاتمی و بقیه اصلاح طلبان همیشه عمل به قانون و قانونگرایی بود. فکر نمیکنم شما شکی در این داشته باشید که اشغال سفارتخانه یک عمل غیر قانونی بوده است. به علاوه نتایج مخربی هم برای ایران به بار آورد. این عمل اگر شرط کافی برای بسیاری از حوادث پس از آن نبود ولی یکی از شرایط لازم اتفاقاتی مثل سقوط دولت بازرگان – باز شدن دست افراطیها در اداره امور کشور - تحریم 30 ساله ایران و جنگ تحمیلی و ... بود. یعنی علاوه بر اینکه غیر قانونی بوده نتایج بسیار مخربی هم داشته. نمیدونم شما که خودتان از دیوار سفارت آمریکا بالا نرفته اید چرا انقدر از این کار که مورد حمایت افراطیهای آن موقع از جمله منافقینن بود دفاع میکنید؟ شاید فکر میکنید اصلاح طلبان معصوم هستند و باید همه فعالیتهای آنان را صحیح دانست و برای آنها به دنبال توجیه گشت؟
شکوری: قبلا چند بار در این مورد صحبت کرده و یا نوشته ام.تسخیر لانه جاسوسی امریکا متناسب با شرایط انقلاب و قبل از تصویب قانون اساسی انجام شده و در جای خود قابل دفاع است. بدیهی است بر اساس معیارهای شرایط استقرار نظام و قانون چنان اقدامی قابل توجیه نیست و بنده هم تکرار عملی مشابه آن را هرگز تأیید نمی کنم. ادامه این بحث را هم در شرایط کنونی مفید نمی دانم.
روزبه - December 4, 2010 4:26 AM
روزبه :
ادبیاتی که اصولگرایان معمولا در مناظره های خود بکار میبرند آنقدر تکراری و کلیشه ای شده که که حتی یک فرد عادی غیر سیاسی (البته با بصیرت) با مرور نوشته های روزنامه کیهان و سایتهای فارس نیوز و رجانیوز و خطبه های پیشنمازان جمعه و چند تا سخنرانی از رییس دولت و طرفدارانش- به راحتی میتواند با جزئیات حدس بزند و جواب آنها را پیش بینی کند. (البته شرط مهم در شرایط فعلی داشتن شجاعت در گفتار است که من فکر میکنم اکثریت اصلاح طلبان اثبات کردند این شجاعت را دارند.)
یکی از این کلیشه ها اشاره به صدر اسلام و تشبیه رهبران جنبش سبز به ((طلحه)) و ((زبیر)) است. آقای شکوری راد بخوبی این شبهه را جواب دادند ولی من هم دوست دارم به نکاتی اشاره کنم:
این درست نیست که هر معترض و مخالفی را که در برابر هر حاکمی میایستند طلحه و زبیر بنامیم. وگرنه امام حسین هم بر علیه خلیفه وقت شورش کرد و ذوب شدگان در ولایت یزید به او لقب ((خارجی)) و ((فتنه گر)) دادند.
با احترام به همه مسلمانان اهل سنت - فرق بين شيعه ها و سني ها در صدر اسلام این بود که شيعيان جانشيني پيامبر رو فقط سزاوار افراد خاصي ميدونستند و براشون مهم بود كه خليفه كيه ولي سني ها فقط جايگاه خلافت براشون مهم بود. چه ابابکر چه عمر - چه علي چه معاويه در نظر آنها يكسان بودند. آنها همگی را جانشینان پیامبر و لازم الاطاعه و اهل بهشت میدانستند. هر کس که در راس قدرت بود در ولایتش ذوب میشدند و برایش کف میزدند و تشویقش میکردند.
اگر بخواهیم فردی را با طلحه و زبیر مقایسه کنیم ابتدا باید حاکمی را که این فرد در برابر او ایستاده و خروج کرده با حاکمی که طلحه و زبیر در برابر او ایستادند یعنی حضرت علی (ع) مقایسه کنیم :
1 – حضرت علی (ع) باب علم بود. پس از پیامبر پدر امت بود. دانای علوم ظاهری و باطنی بود و.... ولی حاکم مزبور تا شب 13 خرداد 1368 عنوان حجه الاسلام داشت و برای دور زدن قانون اساسی فردای آن روز به او لقب آیت الله دادند.
2 – در خطبه 27 نهج البلاغه آمده پس از اشغال یکی از شهرهای مرزی حکومت علی (ع) توسط لشگریان معاویه يكي از سربازان وارد خانه زني يهودي شد كه در پناه حكومت اسلام بود و خلخال و گردنبند و جواهرات او را به زور گرفت. بدون اينكه خوني ريخته شود. حضرت علي در اين خطبه فرمود :((اگر مسلمانی از روی تاسف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است.)) در صورتي كه خوني ريخته نشده و سرباز هم سرباز معاويه بوده ولي چون در محدوده حكومت اسلامي اتفاق افتاده علی (ع) اينطور اظهار تاسف ميكنه. ولی حالا در روز 25 خرداد 88 هفت نفر از تظاهركنندگان توسط یک بسیجی از روی پشت بام پایگاه بسیج به رگبار بسته شده و به شهادت میرسند. همان روز پليس ضد شورش به خوابگاه كوي دانشگاه حمله ميكنند و آنجا را به خاک و خون میکشند. و حاکم بجای اظهار تاسف از مرگ شهروندان گفت ((اگر نخبگان سياسي باز هم مردم را تحريك كنند مسوول خونهاي ريخته شده خواهند بود.))
3 - در زمان خلافت حضرت علي مرد يهودي زره او را دزدید و علي (ع) از او شكايت کرد. قاضي هر دو را در کنار هم و روبروی خود نشاند و بعد هم چون حضرت علي مدرك و شاهد نداشت حق را به مرد يهودي داد. ولي حالا در حكومت اسلامي حتي دادگاه روحانيون جدا داريم.
4 - حضرت علي وقتي وارد شهر انبار شد عده اي از مردم جلوي اسب او دويدند. حضرت علي پرسيد اين چه كاريه؟ گفتند ما اينگونه به حاكمان خود احترام ميگذاريم. حضرت علي آنها را نهي كرد و گفت ((خود را در برابر بنده ديگر خدا ذليل نكنيد)). ولی امروز برای استقبال از هر شخصیت حکومتی مدارس و ادارات و و سربازخانه هارا تعطیل و به استقبال میفرستند تا در اطراف خودروی وی بدوند تا استقبال شونده احساس کم توجهی نکند.
((فمن یتوکل علی الله فهو حسبه))
روزبه - December 4, 2010 5:28 AM
خواننده :
سلام آقاي شكوري خسته نباشيد
اتفاقا ديروز ياد عاشوراي پارسال افتادم يادمه شب عاشورا به خودم ميگفتم چطوري دولت ميتونه جواب اين افتضاح رو بده 4 نفر كشته شدند خود رادان اومد توي تلويزيون گفت يك نفر با گلوله و دونفر از پل پرت شدند يك نفر هم برخورد جسم سخت تمام تلويزيونها نشون داد كه وانت نيروي انتظامي سه بار از روي يك جوون رد شد (امير ارشد تاجمير ) خانمي رو نشون ميداد كه غرق خون كشته شده بود و چهره دو نفر كه با تفنگ ساچمه اي صورتشون داغون شده بود و مرده بودن .
توي ماه محرم روز عاشورا كه به قول خودشون توي سخنراني هاي منبريشون محرم الحرام و نبايد خون كسي ريخته بشه چجوري جوونهاي مردم غرق خون شدن اونوقت صدا و سيما برعكس نشون داد سوت و داد رو نشون داد آقاي جنتي رفت بالاي تريبون نماز جمعه گفت اينها محاربن بايد 5 روزه اعدامشون كرد هيچكس اطلاعي از دستگير شده ها نداشت و همه چي برعكس شد .
نمي دونم چي شد كه مردم در مقابل اين همه خون سكوت كردن روز عاشورا خيليها بيرون اومده بودن اون جمعيت جنبش سبز چي شد ؟ روز 22 بهمن هم خيلي بودن ولي اونقدر نيرو پياده كرده بودن كه دوقدم به دوقدم وايساده بودن
به نظر من مشكل جنبش سبز اين بود كه همه معترضين تهران بودن و اونها با خيال راحت از يكماه قبل از 22 بهمن از همه شهرستانها نيرو آورده بودن تهران و همين شد كه مردم نااميد شدن
با دست خالي نميشد مبارزه كرد خودشون هم ميدونن 90 درصد مردم مخالفن ولي اون 10 درصد پول و قدرت دستشونه كافييه ناشناس همين امثال آقاي داوري توي تاكسي ها بشينن و حرف مردم رو گوش بدن اونوقت ديگه نميان حرف از سند بزنن مردم بدون سند هم مطمئن هستن كه تقلب كردن
سر همون جريانها يك پيرزن توي خيابون بهم حرفي زد كه از صد تا سياستمدار بهتر بود گفت مردم سه دسته شدن يك عده خيلي كم كه منافعشون حكم ميكنه ميگن هر چي دولت بگه حق همونه يك عده ديگه جوونها هستن كه دنبال رايشون و آزادي هستن يك عده پيرمرد و پيرزن هم هستن كه دنبال ارزوني هستن براشون مهم نيست كي باشه و جي كار كنه فقط مهمه كه حالا راحت زندگي كنن همين تحليل ساده رو اينها ندارن البته چون امثال اقاي داوري جز دسته اول هستن و منافعشون ايجاب ميكنه
خواننده - December 4, 2010 11:35 AM
ک.م :
سلام.
آقای شکوری راد بهتر است واقع بین باشد. تبریک پیروزی در انتخابات توسط هر شخصی گفته شده باشد؛ ملاک تعیین پیروز انتخابات نیست. خیلی ها در تهران مانند مردم عادی توهم پیروزی موسوی را در ذهن گرفتند و دچار اشتباه شدند.
راستی! در ابتدای این نوشته آقای شکوری راد حرف از قانون و قانونمداری می زند و بعد از آن شروع می کند به دفاع از قانونشکنی. خیلی افتضاح و ضایع بود. بهتر بود بیشتر خودش را خراب نکند.
با تشکر.
ک.م - December 8, 2010 6:35 PM
:
تنها خواجه حا فظ شیرازی است که از تقلب وسیع در انتخابات خبر ندارد. این چا له را هر چه هم بز نی گند ش بیشتر در میاید.
Anonymous - December 8, 2010 6:37 PM
پارسا :
خب یکم فکر کنید، قبل از انتشار دروغ!
آخه اون موقع که شاهرودی رئیس قوه قضاییه بود؛ نه لاریجانی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پارسا - December 8, 2010 6:43 PM