پاسخ به سوال گروهی از خوانندگان وبلاگ در مورد انتخابات پیش رو
آقای شکوری سلام.
انتخاباتی (انتصاباتی) دیگر در پیش روست، ومن به همراه بسیاری از بچه های ستاد 88 و موج سوم که مدتی را هم در چنگ پلید استبداد گرفتار بودیم، تصمیم به عدم شرکت در انتصابات داشته و همانطور که مدتی زیاد را از جان و دل و تمام توان برای آوردن مردم به پای صندوق تلاش کردیم، اینبار برای عکس این کار با تمام وجود میخواهیم تلاش کنیم. شما تقریباً جزو معدود اصلاح طلبهای خارج از دانشگاه اوین هستید. برای انتصابات بعدی با توجه به حرفهای احمد جنتی که گفته بود: نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ( به زعم جنتی و امثالهم البته انتخابات است) نیست، هرگونه تشویق از سمت اصلاح طلبان برای شرکت در انتصابات را محکوم میکنیم. تا زمانیکه کمیته صیانت از آرا وجود نداشته باشد( در تمام لحظه های اخذ و شمارش آرا)، عدم حمایت دست اندر کاران انتخابات از جریانی خاص( مانند حمایت آقایان جنتی ویزدی از احمدی نژآددر سال 88 که کاملاً این حمایت خلاف قانون و نشان از عدم بیطرفی این مجریان و ناظران داشت)، آزادی تمام زندانیان و دلجویی از خانواده های شهدای جنبش سبز، شکسته شدن حصر مهندس موسوی و آقای کروبی، دلجویی از آنها که در رسانه ظاهراً ملی حاضر شدند و مسایلی خلاف واقع بر ضد جریان اصلاحات مطرح کردند و ... تا زمانیکه این نیازهای حداقلی بر طرف نشوند( نظارت استصوابی و ... بماند) ما هیچگونه اعتمادی به حاکمیت نداریم و نظرمان در غیر این صورت اندکی هم تغییر نخواهد کرد. در سال 88 ما این فکر بهمان به درستی غالب شد که حاکمیت به ما به چشم یک روسپی نگاه کرده است. از جان خود برای شور و نشاط و رونق یک جریان استفاده کردیم و در نهایت لذتش را کسان دیگر برده و ما را به گوشه ای انداخته که گویی تنها ما در قبال آنها موظف هستیم و نه بر عکس. با روحیاتی که از خاتمی عزیز سراغ داریم ممکن است ایشان تن به سازش بدهند بدون انجام این پیش شرطها، ولی ما که تقریباً کم هم نیستیم اعتقاد داریم:
کشته ندادیم که سازش کنیم
حاکم ظالم رو ستایش کنیم.
گروهی از جوانان یاران خاتمی حامیان موسوی در سال 88.
شکوری: حرف آقای خاتمی و ما هم دقیقا همین است که شما گفته اید. دوستان جوان باید بیشتر به کارکرد سخنان آقای خاتمی توجه کنند و زود نتیجه نگیرند. می شود گفت اگر این شرایط تحقق پیدا کند در انتخابات شرکت می کنیم. یا اگر این شرایط تحقق پیدا نکند در انتخابات شرکت نمی کنیم. یا ما در انتخابات شرکت نمی کنیم مگر این شرایط تحقق پیدا کند. هر سه یک معنی می دهد ولی ظاهراً فقط این آخری مورد نظر و رضایت دوستان جوان است و حق هم دارند. بهتر است هر کس که در این باب سخن می گوید از این لحن سوم استفاده کند.
ما نمی توانیم بدون گذاشتن شرط بگوئیم در انتخابات شرکت نخواهیم کرد چرا که نهایتاً یک روزی باید یک انتخابات آزاد در کشور برگزار شود تا معلوم شود نظر اکثریت مردم چیست و چه کسی یا کسانی را نماینده خود می دانند. خب چنین انتخاباتی باید شرایطی داشته باشد. ما به این دولت و این شورای نگهبان اعتماد نداریم و اگر آینها بخواهند به سیاق گذشته انتخابات برگزار کنند و نظارت
مردمی موثر بر کار آنها نباشد، شرکت در انتخابات بی معنی است. این نه تنها حرف ما اصلاح طلبان و پیروان جنبش سبز است بلکه حرف بسیاری از صاحب نظران جناح راست یا اقتدارگرا هم که با احمدی نژاد مخالف هستند نیز شده است. آنها اگرچه این شورای نگهبان را قبول دارند و به همین دلیل دارند خود را برای شرکت در انتخابات آماده می کنند ولی نگرانی های خود را از دخالت بی رویه دولت در سرنوشت انتخابات پنهان نکرده اند و نمی توانند مطمئن باشند شورای نگهبانی که حتی با آنها همسو است بتواند جلوی تخلف و تقلب، حتی بر علیه آنان، را در انتخابات بگیرد.
علاوه بر این چه ضرورتی دارد ما حرف آخرمان را همان اول بزنیم. آقای خاتمی روزی درون حاکمیت بود و مسئولیت اجرائی داشت. ناگزیر بود تصمیماتی بر خلاف میلش بگیرد تا شیرازۀ امور از دستش در نرود و هرج و مرج ایجاد نشود. اگر بقول شما در آن زمان سازش کرده است به سبب مسئولیتی که داشت، بوده است. الآن مسئولیت رسمی ندارد و لازم نیست برای زیر مجموعه اش تصمیم بگیرد و دستورالعمل صادر کند. می تواند کنار بکشد و سکوت کند و یا به میدان بیاید و موضع بگیرد. مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند و حتی برای خودش هم تصمیمی نمی گیرد که مخالف نظر اکثریت یا مصلحت اصلاح طلبان باشد چه برسد بخواهد برای خود آنان تصمیمی بگیرد یا نظری بدهد. علاوه بر این، نظر و تصمیم خاتمی در حالی که سمت حکومتی ندارد اگر مورد پذیرش اصلاح طلبان و مردم قرار نگیرد محل اثر نخواهد داشت.
این وسوسه ها نوعاً از سوی کسانی القاء می شوند که خواستار این هستند که سهمی بیش از حد شان در رهبری جنبش به آنان داده شود. در حالی که سهمی در اختیار کسی نیست که بخواهد توزیع کند و یا کسی مانع دیگری نیست و هر کس به اندازۀ اعتبارش در حال تأثیر گذاریست.

نظرات
:
من خیلی مشتاقم بدونم دلایل جالب شما مبنی بر تقلب عظیم در انتخابات چیه؟ تا حالا جز یه سری واژه های تکراری و بی معنا نشنیدم لطفا به شکل منطقی پاسخ بدید نه این که نمیدونم 10 میلیون جمعیتی که به رأی دهنده ها اضافه شده بود اینا رأی دهنده ها به آقای موسوی بودن چون که بسیار کسانی رو از نزدیک و دور میشناسم که اینجور نبودن و از آنجایی که طبق هر روال علمی و منطقی که بخواهید بگیرید و تجربی یه مقیاس میگیرن و اون مقیاس رو مد نظر کل قرار میدن
یا آیا فکر میکنید الان آزادی مد نظر جناح چپ یا اصلاح طلب چیه شما که مثل جوان ها نیستید که ندونید بسیاری از افراط های اوایل دوران انقلاب توسط اشخاص اصلاح طلب فعلی که دم از آزادی و جلوگیری از خونریزی میزنن انجام شده
حرف ها زیاده ولی اینجا مجالش نیست چند بار به گذشته خودتون رفتارهایی که شده و بوده تا حالا ظریف تر نگاه کردید فکر نمیکنید الان هم دچار یه افراط دیگه بعضا گروه اصلاح طلبان شدن
فکر کنم راحت از ذهنتون پاک شده رفتار شخصی مثل آقای خاتمی در مقابل شهید آوینی در توقیف روزنامه ایشون بخاطر چی؟!!!! بخاطر عکس یه جوان لبنانی به بهانه این که ضد ارزشه، چرا هیچ وقت در وبلاگ های هیچ کدام از شماها دیده نمیشه که بعضا طرفداران بزرگ فعلی جنبش سبز خیلی ها کسانی بودن که بعضا شهردار شهری رو تحت فشار میگذاشتن که برق رو بر روی مردم یه شهر قطع کنه که گروه های منافقین اون شهر نتونن جلسه تشکیل بدن، یاد کردن از این افراط هایی که داشتید فکر میکنید چه تأثیری میزاره؟
غیر از این که بخاطر از دست ندادن طرفدارهایی که وجود دارن این بحث ها مطرح نمیشه؟
آیا کسانی با این درجه از افراط و حالا هم دقیقا این افراط به شکل دیگری ادامه پیدا کرده( که خیلی هاش رو خودم زمان انتخابات دیدم) فکر میکنید این آزادی رسانه معنا پیدا میکنه؟ آیا با هر نتیجه ای از این جنبش به نتیجه ی حقیقی که اسمش آورده میشه میرسیم؟ آیا معنی آزادی بیان این که دانشجویی در حضور آقای موسوی به علت مخالفت با حرفهاشون کتک بخوره دیده بشه ولی چیزی گفته نشه؟ اگر آزاد اندیشید پاسختون در این مسئله که حتی اجازه پرسش کردن به اشخاص معمولی در زمان تبلیغات آقای موسوی داده نمیشد از سوی نمایندگان ایشون چیه؟ آیا ایشون به این مسائل رسیدگی کردن؟
جوابتون برای افزودن اشخاصی که مرگ های مشکوک داشتن یا بعضا به وضوح از بچه های سمت مقابل بودن و به عنوان شهدای سبز ازشون در چند جا یا خیلی جاها نام برده شد چیه؟ آیا این ها آزاد اندیشی و آزادی مداری است؟
چگونه است که اشخاصی مثل آقای خوینی ها که تا دیروز علم مبارزه با آمریکا بودن و مخالف اصلی ملی گراها امروز میشن مبارز و طرفدار ملی گراها؟ این ها بیشتر شبیه بازی قدرته تا صداقت یا هدف، این ها بیشتر نمایش مظلوم نماییه تا خواستار آزادی
Anonymous - June 26, 2011 4:30 PM
پسر میرحسین موسوی :
با سلام. در راستای مطلبی که گروهی از دوستان برای شما نوشته اند، امروز ما هم با جمعی از دوستان طی جلسه ای قرارهایی را گذاشتیم. از آنجا که همگی ما به آقای خاتمی بسیار ارادت داریم، ولی در این مورد شرمنده ایم، زیرا میدانیم احتمال تشویق به شرکت در انتصابات بعدی از سوی این بزرگوار بسیار زیاد است،( اگر بسیاری از مداراهای ایشان نبود امروز انسان کوچکی چون احمدی نژاد بر ملتی بزرگ حکمرانی نمیکرد). تصمیم بر آن شد که اگر چنین در خواستی از سوی ایشان مطرح شد، و ما هنوز به کف خواسته هایمان هم نرسیده باشیم، در برابر بنیاد باران آنقدر تجمع و اعتصاب غذا کنیم که لا اقل شرمنده ی دوستان شهیدمان نباشیم. دو تن از دوستان هم داوطلب شدند که خود را به آتش بکشند که یقین این کار را خواهند کرد، زیرا در ادامه جریانات 88 خودسوزی برای ما که دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم هیچ است، اگر به غیرت خیلی ها بر بخورد، در تونس همین کار انقلاب به راه انداخت ولی ما دنبال انقلاب نیستیم، ولی میخواهیم راههای انقلابی را برای اصلاحات به کار بریم زیرا حاکمیت راهی برایمان نگذاشته است.
پسر میرحسین موسوی - June 30, 2011 7:48 AM
saeed :
به نظر بنده هم برخي اوقات آقاي خاتمي خيلي از حركت مردم عقب است . بعد از اينهمه مبارزه و كش و قوس بايد تمام اصلاح طلبان به اين نتيجه رسيده باشند كه آقاي حاكميت اجازه هرگونه اصلاحاتي را به مردم و احزاب نميدهند و حالا با تجربه دوران اصلاحات و انتخابات 88 ديگر مارخورده و افعي شده اند به طوريكه به بشار اسد هم اموزش ميدهند . اصلاح طلبان بايد مثل مهندس بازرگان باشند كه هيچ وقت براي مصلحت و كسب امتياز اصول خود را زير پا نگذاشت. اگر دموكراسي ميخواهيم و اگر حقوق ملت را ميخواهيم اينها اصول ماست كه براي آن عده اي از بهترين و شريفترين جوانان وطن جان دادند و زندان و شكنجه شدند . چه دليلي دارد براي بدست آوردن يك اقليت ضعيف در مجلس كه الان هم داريم بياييم و وحدت سبزها را متزلزل كنيم. بجاي چشم دوختن به دست شوراي نگهبان بايد با عزت و با تكيه به جوانان وطن مبارزه و آگاهي بخشي را ادامه دهيم بايد پشت امير ارجمند بايستيم و حمايتش كنيم.نتيجه هرچه باشد ما تكليفمان را بر طبق اصولمان انجام ميدهيم .
شکوری: به قول شیخ حسن جوری در سریال سربداران، نیاموختی! برادر من
saeed - July 4, 2011 7:48 AM
میهن پرست :
استاد عزیز
نوشتار عالی شما موضوع داغ کردم
درود بر شما ارادت مند شما جوان حامی میرقلبها
میهن پرست - July 6, 2011 8:53 PM
جهان دهم : :
تا زمانی که ما همه چیز را سیاه و سپید میبینیم هیچ چیز درست نمی شود . تا زمانی که انسان های توتالیتر در خانواده ها تولید می شود وضع به همین منوال است . اولین قدم مبارزه ، مبارزه با دروغ گوییست که گریبان همه را گرفته است . قدم بعدی روشنگریست ، که یک نفر نتواند همه را رمه و خود را چوپان فرض کند و سگانش را به جان گله بیاندازد . بگذاریم جنبش خودش را نقد کند . جنبش یک تفکر است شخص نیست و به شخص هم وابسته نیست . تفاوت جنبش و انقلاب در این است که انقلاب حکومت را تغییر می دهد اما جنبش جامعه را . جامعه ما هنوز مشکل دارد که اوضاع مملکت این طور است . پس لازمه پیروزی و رسیدن به آزادی در همه ابعاد آگاهی ، مطالعه ، آگاه کردن و قدرت نقد پذیریست . به امید آزادی همه ی انسان ها از دست استبداد چه از نوع دینی ، چه اقتصادی ، چه ایده ئولوجیک و چه حکومت وحشتناک و دروغ گو و ریا کاری.... . درود بر آزادی
جهان دهم : - July 7, 2011 12:55 PM
جهان دهم : :
استاد عزیز شما هم سانسور میکنید که ! البته درک میکنم که چرا سانسور شد . امیدوارم که روزی برسه که دیگه سانسوری در کار نباشه و همه آزاد باشند در بیان افکارشون . به امید اون روز
جهان دهم : - July 9, 2011 11:14 AM
جمشید :
با درود به دکتر. ارزو می کنم همه زندانیان ازاد شوند . دولت هم پاسخگو شود. زندگی ما در جمهوری اسلامی با اعدام عزیز ما از هم پاشید و برای بسیاری از مراجع بزرگوار هم نوشته ام. ارزو می کنم بزرگان کشور شرایط زندگی را برای همه اندیشه ها فراهم کنند تا مبادا ایران چون افغانستان و عراق و یا جاهای دیگر نشود. گرچه از جمهوری اسلامی خیری ندیدیم ولی این دلیل نمی شود همه بزرگان کشور را با یک چوب برانیم. کار احساسی کردن هم درست نیست.باید به بسیاری از اصلاح طلبان امیدوار بود و شرایط انتخابات سالم را با مبارزه خردمندانه به جریان راست سرمایه داری تحمیل کرد. پیروز باشید.
جمشید - August 15, 2011 4:04 PM
حمید :
خودم یک روز میکشمت منافق وای بحالت تو بلورار سیادت ببینمت یا تو دفترت
حمید - November 13, 2011 11:24 PM