« شکوری راد: حکومت بحرین، دیکتاتوری است/ پزشکان بحرینی به وظیفه خود عمل کرده‌اند | اول دفتر | نمایشگاه مطبوعات، بهتر از هیچی »

حسین شریعتمداری دنباله رو مسعود رجوی

سایت کلمه یادداشتی در مورد دروغ آشکار آقای شریعتمداری در نقل سخنان خانم کلینتون در تلویزیون بی بی سی با عنوان "برادر حسین! گریه بس کنید، این قبر خالی است" نوشته بود که من هم در زیر آن این کامنت را گذاشتم

متاسفانه اقای شریعتمداری دقیقا همان راهی را می رود که مسعود رجوی رفت. رجوی فردی انقلابی و از جان گذشته بود و تا پای اعدام در رزیم گذشته هم رفت اما ماند تا به امروزش رسید که همه از او نفرت دارند. او این مسیر طولانی را صرفا با رهنمود هدف وسیله را توجیه می کند رفت. اقای شریعتمداری هم هدفش را مقدس تلقی کرده و برای رسیدن به آن از هر وسیله ای استفاده می کند. شریعتمداری احمق نیست. واقعیت ها را بخوبی می داند اما رسالت خود را تطبیق واقعیت با منویات می داند و این کار را آنقدر انجام داده است که دیگر قبح آن را نمی فهمد. او مسئول گمراه کردن و گمراه نگهداشتن خیل افراد کم هوشی است که توان و جرأت فکر مستقل و رهگشا را ندارند. آنها برای آنکه دنباله رو باشند باید روزانه تغذیه بشوند و نباید مسأله دار بشوند. بنابراین گرفتاری تأمین خوراک ذهنی هر روزه برای هواداران گرسنه مجال اندیشه را از آقای شریعتمداری گرفته است. رجوی دروغ و ادعایش را آنقدر مطرح و تکرار می کرد که خودش هم باورش می شد. درست مثل آقای شریعتمداری که آنقدر بدروغ ادعا کرده که جنبش سبز چنین است و چنان است که یارای مواجهه با واقعیت استقلال آن را ندارد و به دروغ متوسل می شود تا از فشار و تعارض رهایی یابد. این یک حالت روانیست که فرد اصرار دارد دروغی را که خود ساخته باور کند تا به آرامش برسد. به گمان من او عاقبت به خیر نخواهد شد.
متن کامل یادداشت کلمه به شرح زیر است:

کلمه – گروه سیاسی: حسین شریعتمداری اگر اندکی از مروت و صداقت بهره برده بود، پس از مصاحبهٔ هیلاری کلینتون با بی‌بی سی با شادکامی در کیهان تیتر می‌زد: «حتی مخالفان ما هم علاقه‌ای به ارتباط با آمریکا ندارند».

اما برادر حسین، نه تنها از این زاویه به موضوع نگاه نکرد، بلکه ترجیح داد تا با تحریف سخنان کلینتون و تغییر آن‌ها، ذهن متوهم و خاطرِ دشمن ساز خود را تسلی دهد؛ مبادا رویا‌هایش ترک بردارند و خواب‌هایش آشفته شوند. او که عمری است آزادانه و فارغ از قانون و اخلاق و دیانت، به تهمت زنی و نفرت پراکنی مشغول است و تمام زندگی‌اش را وقف یارگیری برای صهیونیست ها و دشمنان واقعی کشور کرده است، چشم ندارد که ببیند قبری را که عمری بر سر آن گریسته است، خالی است. باورش نمی‌شود آن همه تهمت و ادعا برای اثبات وابستگی جنبش سبز به کشورهای خارجی، تنها ساختهٔ ذهن متوهم و دشمن ساز او بوده است.

سخت‌ترین اتفاق برای یک ذهن متوهم و برای یک انسان دروغ‌پرداز و دروغ زن، مواجهه با واقعیت است و تلخ‌ترین واقعه، برای یک موجودِ دشمن ساز و نفرت افکن، مشاهده سلامت و پاکی دیگران است. مصداق عینی این سختی و تلخی را می‌شود در متن‌های عصبانی و سرشار دروغ و ناسزا و بد و بیراه حسین شریعتمداری در روزنامهٔ کیهان امروز – شنبه ۷ آبان ۹۰ – مشاهده کرد.

سرمقاله عصبانی و نگرانِ برادر حسین، سرشار از ناسزا و دروغ و بد و بیراه است. او از فرط هراس از واقعیت، در این متن وقاحت را از حد گذارنده و سروکارش با «کمر موز» افتاده است، از دامنه واقعیت به دامن «خانم مونیکا» پناه برده است، بقای توهماتش را در «راز بقا» دیده و به تعبیر خودش در همین متن «روایتِ قابل تقدیری از یک دشمن احمق را به نمایش گذاشته است.»

نوشته است: «خانم کلینتون از جایگاه وزیر خارجه آمریکا تصریح می‌کند که فتنه گران ستون پنجم آمریکا در ایران اسلامی بوده‌اند.» باز در ستون گفت و شنود، گفته است: «اعتراف صریح هیلاری کلینتون به حمایت آمریکا از فتنه ۸۸، بدجوری اعصاب سران فتنه را به هم ریخته است» و نیز آورده است: «خانم کلینتون گفته است دولت آمریکا با سران فتنه در تماس بوده ولی قرار بود حمایت از آن‌ها فاش نشود.»

راست گفته‌اند: دروغ که حناق نیست! متاسفانه برادر حسین نمی‌داند که نمی‌داند با این نوشته‌ها، فقط دروغگویی کیهان را جار می‌زند. نمی‌داند که نمی‌داند مخاطبان رسانه‌ای چون بی‌بی سی با روزنامه کیهانش قابل قیاس نیست. نمی‌داند که نمی‌داند عین سخنان هیلاری کلینتون در تمام رسانه‌های غیر کاغذی موجود است. نمی‌داند که نمی‌داند که همه می‌دانند سخنان کلینتون در جایگاه وزارت امورخارجه آمریکا سند محکم دیگری بر استقلال و استغنای جنبش بی‌نظیر سبز است.

حسین شریعتمداری تیتر مطلبش را این گونه انتخاب کرده است: «خدا سایه خانم کلینتون را کم نکند!» آیا به راستی این نماینده تام الاختیار رهبری، مصداق عینی «صم بکم عمی…» نیست که نشنیده و ندیده است که وزیر خارجه کشور آمریکا در یکی از مشهور‌ترین و بزرگ‌ترین رسانه‌های دنیا گفته است، از جنبش سبز حمایت نکردیم چون «درخواستی از سوی رهبران جنبش سبز برای اعلام حمایت آمریکا از این جنبش دریافت نشد» و «رهبرانش با حمایت خارجی مخالف بودند»؟

البته عصبانیتِ برادر حسین در صفحه ۲ روزنامه کیهان، تنها ناشی از سخنان کلینتون و اثبات مکرر استقلال جنبش سبز نیست. نگرانی او آنجا شدت پیدا کرده است که در نوشته‌هایی مستند در کلمه، یکی به قلم فرهاد میثمی و دیگری به نقل از بازنشر وبلاگی یک مطلب در کلمه خوانده است و دیده است که جنبش سبز ایران چه تفاوت بنیادی و معناداری با همهٔ جنبش‌های عربی داشته است. برادر حسین، از اینکه نویسنده سایت کلمه هم به نوعی دیگر استقلال جنبش سبز و مسالمت آمیز بودن و مشی عزتمدارِ رهبران جنش سبز را نشان داده است، از ناراحتی به خود پیچیده است و دوباره سیل ناسزا‌ها بر زبانش جاری شده و مفلسانه نوشته است که چرا کلمه از سخنان هیلاری کلینتون استقبال کرده است! گویی فراموش کرده است که نه کلمه، که هیچ یک از میلیون‌ها همراه جنبش سبز، برای استناد و اثبات و استقبال نه از کسی اجازه می‌گیرند و نه به استقبال سفارشی کسی می‌روند. باز هم نمی‌داند که نمی‌داند همین استقبال هم نشانه‌ای از استقلالِ جنبش سبز است و باز هم نمی‌داند که نمی‌داند….

اما مشکل حسین شریعتمداری اینها نیست. او از همان روزی یبش از پیش به خود پیچید که کلمه به او یادآوری کرد در اخلاق و روش تفاوتی با مسعود رجوی و منافقین ندارد، و به یادش آورد که علاقه و استناد مکررش به منابع خبری فرقه رجوی، نشانه‌ای آشکار از همدستی و بلکه هماهنگی پنهان کیهانیان و منافقان است.

حملات پیاپی کیهان به کلمه، جنبش سبز، خاتمی و اصلاح طلبان بعد از انتشار آن مطلب نشان داد که گزارش «همدستی چندباره کیهان و منافقین در دروغ‌پردازی علیه جنبش سبز» جای درستی را نشانه رفته بود.

اما برای اینکه شریعتمداری بیش از این ناامید نشود و عصبانی باقی نماند، شاید لازم باشد این بخش از بیانیه ۱۵ میرحسین را به مدیر منصوب رهبری در کیهان یادآوری کنیم که خطاب به سبزها نوشته بود: «بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگر کارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.»

بله آقای شریعت مداری! حتی برای منافقانی چون شما هم راه سبز شدن بسته نیست. کافی است به اصول برگردید، قانون را بپذیرید و به آن تمکین کنید، دیانت را نه در توطئه و دروغ و تهمت و سبعیت و آدم‌کشی، بلکه در انسانیت و تشرع ببینید، و به شهروندان و همه حقوق آنها احترام بگذارید. این جنبش، جنبش زندگی است، در انحصار هیچ کس نیست و راه هم برای ورود به آن بسته نیست. نیاز نیست برای ساقط کردن رئیس دولتی که با تقلب و دروغ بر سرکار آورده اید، ساختارشکنی کنید، قانون اساسی را شخم بزنید و نظام را بیش از این منحرف کنید. به همین قانون اساسی موجود برگردید، مطمئن باشید که مردم همه تخلفات و جنایت های قبلی را، خواهند بخشید.

این نکته را قرار بود دو هفته قبل متذکر شویم، آن روزها که عقده های گزارش کلمه را با حمله به خاتمی و زندانیان سبز آزاد شده گشودند و حرمت شکنی چندباره کردند. (اینجا) یک مطلب بی ادبانه دیگر هم در روزنامه ای که با پول مردم اداره می شود نوشتند که تنها تیترش را یادآوری می کنیم و پیوند صفحه اش را نمی گذاریم تا خاطر مخاطبان کلمه بیش از این از یادآوری بی شرمی های اهالی کیهان مکدر نشود. تیتر آن مطلب این بود: “آروغ زن ها خفه شوند تا ما کمی فکر کنیم“ و بقیه اش بماند تا خودشان در خلوت با وجدانشان از نو بخوانند.

اما از آنجا که می گویند یکی از شروط امر به معروف، احتمال تاثیر است، از انتشار آن تذکر منصرف شدیم و ماند تا امروز که شاهد تبحر کم‌نظیر کیهان در – به تعبیر قرآن – «یحرفون الکلم عن مواضعه» بودیم. اکنون وقتش رسیده که به کیهانیان هشدار دهیم به راه مردم، قانون و مسیری که میرحسین موسوی از دو سال پیش نشان داده بود، بازگردند و در غیر این صورت، حتی اگر بخواهند با ادامه‌ی اتهام‌زنی‌ها و دروغ‌پردازی‌ها هم جلب مخاطب کنند، چوب بی‌صدای خدا به آنها رحم نخواهد کرد؛ آنچنان که در چند هفته اخیر از آستین حامیان دولت انحرافی بیرون آمده و تیراژ ۵۰۰۰ نسخه‌ای کیهان، بدهی ۱۲ میلیاردی این موسسه به سازمان تامین اجتماعی و روابط پنهان اقتصادی کیهانیان با وزارت نفت و رانت ویژه آنها در آگهی های این وزارتخانه را فاش کرده بود.

سبز شدن یعنی بازگشت به مردم و قانون، و این حتما برای همه حتی کیهانیان و دولتیان بهتر از ادامه دادن بگم بگم های متقابل است.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/269

نظرات

سعید :

متاسفم براتون که تعریفتون از استقلال در حدود قرن 15 می گرده و با این تفکر عقب مونده ادعای پیش رو بودن هم دارین ... یه مقدار در مورد جنگ جانی دوم، جنگ داخلی اسپانیا.... طرح مارشال ...بیانیه حقوق بشر و حقوق مدنی اصولاً یه چیزایی در مورد جهانی که الان توشین بخونین بد نیست...دیوار کشیدن و فقط من اسمش عزت نفس و استقلال نیست اسمش اختراع دوباره چرخه ...

 

امیرحسین :

"حفظ نظام اوجب واجبات است".امام ره
وقتی این عبارت نقل شده از امام خمینی که درسالیان اخیر زیاد استفاده می شود را بیشتر مورد توجه قرار می دهیم،در می یابیم که این کلام نه بعنوان یک سند و رفرانس بلکه بعنوان یک دستاویز و توجیه برای عملکرد دوستان مخالف اصلاحات،از سوی آنهادر حال استفاده است.
بکارگیری این جمله توسط دوستان حاضر در حاکمیت، بیشتر از اینکه مفهوم صداقت و تعهد را در ذهن ایجاد نماید؛ باتوجه به روشها و رفتارهای جاری حاکمیت،بشتر معنی "هدف وسیله را توجیه می کند "را به ذهن متبادر می کند.
دلیل این امر هم این است که امام ره که خود را شاگرد مکتب اهل بیت می داند مسلما منظورش از بیان این گزاره، ایجاد بدعت در روشها و منش اهل بیت علیهم السلام-بويژه امام علی ،امام حسن،و حضرت رسول-نبوده است، بلکه منظور نشان دادن اهمیت موضوع مورد نظر بوده و مسلما روش جاری در جامعه ما که از سوی دوستان حاضر در حاکمیت در حال پیگیری است خود خدشه ای بزرگ بر انقلاب و نظام بوده و این روش عامل مهمی در حفظ نشدن نظام خواهد بود.
شاهد مثال ما بر برداشت اخیر از گزاره ذکر شده،عملکرد علی ع در واگذارکردن قدرت به عثمان بعد ازمرگ عمربن خطاب است که چون کسب قدرت و ریاست نظام را با شرط گذاشته شده از سوی شورادر تبعیت از سنت شیخین،موجب استحاله نظام اسلامی ناب می دید، آن را قبول نکرد.(برپانکردن نظام به هرقیمت!)
نمونه ای دیگر،این موضوع است که به علی ع در ابتدای تشکیل حکومتش پیشنهاد می دهند که تن به حاکمیت معاویه بر شامات بدهد و بعد از تثبیت پایه های حکومت خود به حساب معاویه برسدکه ایشان زیر بار این موضوع که برای "حفظ نظام"جالب توجه هم بنظر می رسید، نداد.(حفظ نکردن نظام به هر قیمت!)
پس معلوم می شود که اگر لازمه حفظ نظام اسلامی پای گذاشتن بر روی دستورات اسلام، شرع مقدس ،عهدها،و... باشد در روش ائمه شیعه جایگاهی نداردو در آن صورت حفظ نظام وحتی برپایی نظام،نه واجب است و نه اوجب واجبات.
پس اگر ادعای شیعه گری داریم،"حفظ نظام اوجب واجبات است"را نمی توان بمعنی"هدف وسیله را توجیه می کند"در نظر گرفت بلکه باید آن را در سایه رفتار علی ع در موارد ذکر شده تفسیر نمود.

 

دکتر میثم شیرزاد :

دکتر جان سلام. صحبتها قبول، امثال استاد حسین شریعتمداری با حمایتشون از استبداد متاع ناچیز دنیا رو در ازای آه مادران داغدار و مظلوم وقایع اخیر و جزای سنگین آن نزد خدا معامله کردند، ولی این جمله که «به گمان من او عاقبت به خیر نخواهد شد» حرف خوبی نیست. منحرف ترین و بدترین افراد ممکن است هدایت بشوند و در نهایت عاقبت به خیر. اصلاً ما چه کاره ایم که در مورد عاقبت افراد پیش بینی کنیم؟ مگر ما می تونیم از آینده خبر بدیم؟ راستی عاقبت ما چه خواهد شد؟ خداوند عاقبت ما و آنها و همه رو ختم به خیر کند.
امیدوارم همیشه چون امروز در مسیر درستی و حقیقت گام بردارید.

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007