« نمایشگاه مطبوعات، بهتر از هیچی | اول دفتر | روز از نو روزی از نو »

پوزیسیون یا اپوزیسیون، نظام یا حاکمان

در نمایشگاه مطبوعات که بیش از یک ماه پیش برگزار شد میهمان خبرگزاری ایلنا بودم. گزارش اجمالی آن دیدار و اینکه در آنجا مصاحبه هایی با ایلنا، ایسنا، فارس، رجانیوز و جهان نیوز داشته ام را در پست قبلی گذاشتم. ایلنا خبر کوتاهی همان روز ارسال کرد و وعده داد که متعاقباً خبر تفصیلی را منتشر خواهد کرد این کار تقریباً یک ماه طول کشید و نهایتا خلاصه ای سانسور شده از آن مصاحبه را منتشر کرد که بازتاب نسبتاً زیادی بخصوص در سایت ها و روزنامه های جناح راست داشت روزنامه کیهان ابتدا یک خبر ویژه مفصل با عنوان" شکوری راد: شعار به نفع اسرائیل چه عیبی داشت" وحاشیه نویسی به سبک فرقۀ رجوی در مورد آن کار کرد در حالی که در متن خبر چنین جمله یا اصلاً موضوعی وجود نداشت و چند روز بعد یک یادداشت با عنوان " آقای شکوری راد دروغ می گوئید" زد که در آن اصل جمله ای از من را که موضوع یادداشت قرار داده بود تحریف کرده بود. من گفته بودم: ما(اصلاح طلب ها) پوزیسیون نظام هستیم نه اپوزیسیون و او نفهمیده بود و نوشته بود "ما اصلاح طلبان اپوزیسیون نظام هستیم". تمام سایت های جناح راست نیز همین غلط فاحش را از کیهان کپی کرده بودند. بعضی دوستان هم دقت نکرده و ایراد گرفته بودند که حالا چه جای این حرفهاست. البته گفتۀ من ترجمۀ دقیق شعار و خواستۀ "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" بود.
بعداً با خبر شدم ایلنا بابت همان خروجی سانسور شدۀ مصاحبه از هیأت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد تذکر کتبی گرفته است. واقعاً که به قول آقای احمدی نژاد ایران آزاد ترین کشور دنیاست!
متن اولیه مصاحبۀ ایلنا که ملاحظات کلی خبرگزاری تا حد زیادی در آن اعمال شده بود به شرح زیر است. این را هم بگویم که خبرگزاری فارس و سایت های خبری رجانیوز و جهان نیوز هیچکدام مصاحبه هایی را که با اصرار بسیار با من انجام دادند منتشر نکردند.

*چند ماه دیگر انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی است؛ تحلیل شما از این انتخابات پیش رو با توجه به وضعیت فعلی چیست و همین طور شرایط اصلاح طلبان برای شرکت در این انتخابات را چگونه توصیف می کنید؟انتخابات دیگر برای ما موضوع نیست؛ اگر چه با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات حجم بیشتری از اخبار رسانه ها به این موضوع اختصاص می یابد، ولی برای ما که تجربۀ انتخابات دور قبل و حوادث بعد از آن را داریم ، اساسا انتخابات دیگر موضوع نیست. و اگر بخواهد برای ما موضوع بشود، باید شروط حداقلی که آقای خاتمی گفتند تحقق پیدا کند، در آن صورت انتخابات به یک موضوع قابل بحث برای ما تبدیل می شود. غیر از آن نکاتی که آقای خاتمی گفتند، ما هیچ حرف دیگری برای انتخابات نداریم و قطعا تا محقق شدن آن شروط فعالیتی نخواهیم داشت.
*

چقدر امکان محقق شدن دغدغه های آقای سیدمحمد خاتمی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو وجود دارد؟
محقق شدن آن شروط در اختیار ما نیست که بخواهیم قدمی در آن راستا برداریم؛ آقای خاتمی ایثارگرانه قدم بزرگی برداشت تا بتواند کشور را از این بحرانی که گرفتار آن شده نجات دهد، ولی به نظر می رسد آن هایی که با حضورشان در حاکمیت، مسئولیت بیشتری دارند، هیچ توجهی به این نکته ندارند چگونه می توانند بحران هایی که کشور گرفتار آن شده را پشت سر بگذارند. با چشم بسته و گوش بسته، به سمت بحران هایی می روند که هر کدام می تواند برای کشور خطر بزرگی ایجاد کند. هیچ علامتی از این که این شروط دلسوزانه آقای خاتمی محقق شود، دیده نمی شود، اما معنای این حرف این نیست که هیچ تحولی امکان پذیر نیست. تحولات، برخی در اختیار ماست و برخی در اختیار ما نیستند. بنابراین اگر کسانی که در حاکمیت هستند به فکر چاره ای برای آینده نباشد، آینده از راه خواهد رسید؛ ولی لزوما نه فقط آن گونه که آن ها می خواهند بلکه ممکن است به گونه ای دیگر از راه برسد.
*با تمام حرف و حدیث ها، اصلاح طلبان در انتخابات چند ماه آینده مجلس چه کار خواهند کرد؟
ما برای انتخابات برنامه ای نداریم اما می دانیم که انتخابات فرصت خوبی برای آگاهی بخشی به مردم است. چرا که در زمان انتخابات توجه بیشتری از سوی مردم نسبت به برنامه ها، دیدگاه ها، درد ها، رنج ها و ... و ما از این فرصت می توانیم برای آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به مردم استفاده کنیم و این کار را هم خواهیم کرد. انتخابات یک گذرگاه نگران کننده ای برای نیروهای در حاکمیت شده است؛ از این نظر که ملت بر خلاف آن چه که آن ها انتظار دارند، رفتار بکنند. حال ممکن است این رفتار متفاوت باشد، در هنگام شرکت در انتخابات باشد، یا قبل یا بعد از شرکت در انتخابات باشد. یعنی هر جایی که مردم و جمعیت هستند، جای نگرانی برای کسانی هست که انتخابات گذشته را به آن سرنوشت دچار کردند.
*برخی از اصولگرایان دغدغه های آقای خاتمی را مخالف مصلحت نظام می دانند و به این بهانه که در شرایط فعلی شرط گذاشتن
برای نظام همنوا با بیگانگان شدن و یا سازش با آن هاست، دغدغه های ایشان را رد می کنند؛ نظر شما در این خصوص چیست؟
اگر ما بنای مان بر این بود که بر خلاف روال طبیعی و قانونی قدرت را به دست بیاوریم، راه های بسیار نزدیک تری وجود داشت. نقل است یک روز یک نفر به امام راحل گفته بود که آقای بازرگان سازشکار است؛ امام(ره) با این سخن مخالفت کرده و گفته بودند که خیر، اگر آقای بازرگان سازشکار بود با خود ما سازش می کرد. ما هم به عنوان اصلاح طلبان اگر بنای سازشکاری داشتیم، با کسانی در داخل کشور سازش می کردیم تا به برخی از خواسته هایی که برای مخالفین ما خواسته است اما برای ما خواسته نیست، برسیم.
*چقدر احتمال می دهید که بالاخره شرایط حضور اصلاح طلبان برای انتخابات فراهم شود؟
احتمال این که حاکمیت بخواهد به یک باره و در یک مقطع زمانی کوتاه قبل از انتخابات، فضا را باز کند وجود دارد، آن ها نشان داده اند برای رسیدن به اهداف شان هر کاری ممکن است انجام دهند؛ حال این کار ممکن است باز کردن فضا در داخل باشد یا سازش در سطح بین الملل با قدرت های جهانی؛ چون برای آن ها بقای در حاکمیت اصل بسیار مهمی است؛ بنابراین هیچ یک از این دو احتمال منتفی نیست.
*باز شدن فضا به صورت موقت کارایی دارد؟
خیر، برای ما وضعیت مطلوبی ایجاد نمی کند، به خاطر این که کشور اگر بخواهد درست بشود، بایستی اصلاحات سیاسی همراه با مقدمات و مؤخرات آن اعمال شود. ما از این که به ناگهان و در فضای کوتاه قبل از انتخابات فضا باز شود و شور انتخاباتی ایجاد شود، خیری برای کشور نمی بینیم، آن خیر ممکن است به جناح حاکم برسد یا نرسد، اما قطعا به کشور و مردم خیری نخواهد رسید. به این دلیل که در یک هیجان سیاسی زودگذر هیچ حاصل پایداری وجود نخواهد داشت. اگر واقعا می خواستند یک انتخابات آزاد برگزار کنند، بایستی از چند ماه قبل شروع می کردند. حتی الان هم دیر شده است و تقریباً فرصتی وجود ندارد که در رویه ای که در پیش گرفته اند تجدید نظر کنند. اما نکته غیر قابل انکار این است که هر چه زمان می گذرد این فرصت تنگ تر می شود.
*آقای شکوری راد! برخی معتقدند در حال حاضر و با توجه به اتهام آمریکا مبنی بر ترور سفیر عربستان در نیویورک توسط جمهوری اسلامی ایران، تهدیدی جدی متوجه کشور شده است؛ قطعا آینده نظام به آینده اصلاح طلبان هم مربوط است؟
در پشت این حرکت آمریکا یک حجمی از برنامه و کار وجود دارد که آن ها در دستور گذاشته اند. این شروع کار آنها بود. چرا که دیدیم بعد از آن عربستان را مجبور کردند در شورای امنیت شکایت کند و خانم کیلینتون هم در دو شبکه ماهواره ای نسبتا فراگیر مصاحبه می کند و اوباما و دیگران مرتبا در مورد ایران اظهار نظر می کنند. من حتی فکر می کنم قطعنامه ای که برعلیه سوریه به شورای امنیت برده شد، می تواند بخشی از این برنامه علیه ایران باشد؛ یعنی آن ها این قطعنامه را به شورای امنیت بردند تا کارت وتوی کشورهایی مثل روسیه و چین را بسوزانند تا اگر بعدها قطعنامه ای بر علیه ایران بردند، بتوانند راحت تر آن را به تصویب برسانند. برای آمریکا یقینا موضوع اصلی ایران است و نه سوریه. آن ها فکر می کنند که اگر قضیه ایران را حل کنند، قضیه سوریه خود به خود حل خواهد شد. بر همین اساس برخی از تحلیل گران سیاسی معتقدند، آمریکا قبل از این که به سراغ سوریه برود، به سراغ ایران خواهد آمد و این ها همه نگران کننده است. برای ما هم که در حال حاضر جزو اپوزوسیون کشور هستیم و اختیاری برای دفع شر از کشور نداریم، نگران کننده است، ولی ما هیچ امکانی برای دفع این شر نداریم. متأسفانه به نظر می رسد کسانی که در قدرت و حاکمیت هستند چشم شان را بر واقعیت ها بسته اند و فکر می کنند با روش هایی که تا کنون دنبال کرده اند و در گذشته داشته اند، خواهند توانست، آمریکا را مرعوب کرده و از صحنه بدر کنند، در حالی که تحولات اخیر منطقه نشان می دهد، نقش آفرینی آمریکا و کشورهای غرب از یک سو و از سوی دیگر نقش آفرینی های ملت های منطقه، عامل تحولات مهمی شده است. چه کسی فکر می کرد که حکومت های مطلقه ای که در کشورهای منطقه از تونس، مصر، لیبی، یمن و شاید بعد سوریه دست خوش تحول شوند؟ در حالی که آن ها هرگز فکر نمی کردند چنین تحولی در انتظارشان است. بسیاری از آن ها خودشان را جزیره ثبات می دانستند. فکر می کنم امروز هیچ کسی نمی تواند خود را جزیره ثبات بداند و بتواند ادعا کند تحولات امروز جهان که پی در پی اتفاق می افتد به سراغ آن ها نخواهد آمد. حتی کشورهای غربی هم از این تحولات در امان نیستند.
*حال که بحث تحولات منطقه پیش آمد؛ بفرمایید ریشه این تحولات را در چه چیز می دانید؟
به وقوع پیوستن این تحولات یک ریشه اصلی دارد و آن رشد و گسترش شبکه های اجتماعی است. یعنی ملت ها فارغ از سازمان های رسمی و حکومتی توانسته اند، چه در درون خود و چه با ملت های دیگر در ارتباط باشند. شما دیدید، جنبش سبز که به دنبال انتخابات ریاست جمهوری در ایران شکل گرفت، تا حدی فروکش کرده بود، اما زمانی که حکومت های مصر و تونس سقوط کردند، جنبش سبز حیات مجدد گرفت و در 25بهمن نمودی دوباره پیدا کرد که موجب غافلگیری بسیاری شد. این نشان دهنده این است که تحولات امروز دنیا روی هم اثر گذار هستند. جنبش سبز بود که زمینه ساز آن چه که امروز به عنوان بهار عربی شناخته می شود، شد. از آن طرف این جنبش های منطقه و به اصطلاح بیداری اسلامی و ملت ها روی ایران هم اثر خواهد گذاشت.
*سال هاست که برخی از مخالفان اصلاح طلبان، سیاست های این جریان سیاسی را در راستای سیاست های آمریکا و بیگانگان معرفی می کنند؛ حال 6 سال بعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد بد نیست بررسی کنیم که در دولت احمدی نژاد آمریکا و دیگر بیگانگان به اهداف خود رسیدند یا در دولت های قبل؟
این نکته ای است که باید مورد توجه قرار بگیرد. مناسباتی که در جنگ سرد وجود داشت و در دوران انقلاب ها وجود داشت، دیگر بهم خورده است. بنده هم معتقدم کشورهایی مثل انگلیس و آمریکا در گذشته زورگویی و زیاده خواهی هایی کرده اند و الان هم می کنند. ولی الان دیگر موضوع این نیست، یعنی آینده روابط بین کشورها، بر اساس روابط دوران جنگ سرد و یا دوران انقلاب ها نیست. امروز گفتمان اصلاح طلبی در تمام دنیا در حال اتفاق است. برای مثال بنده جنبش وال استریت را یک جنبش واقعی می دانم؛ یعنی یک جنبش واقعی از طرف طبقات ضعیف تر آمریکا بر علیه طبقۀ مرفه آمریکاست؛ اما تفاوت حکومت آمریکا با ما این است که آن ها به جای این که بیایند به جنبش وال استریت تهمت براندازی بزنند و بگویند این جنبش، یک جنبش براندازانه نسبت به حکومت آمریکاست، می گویند این جنبش، یک جنبش اصلاح طلبانه است و در راستای آن هم حرکت می کنند؛ یعنی شما می بینید که حکومت آمریکا هیچ تقابلی با این جنبش اصلاح طلبانه ندارد، اگر چه در ایران به ظاهر شادمانی می کنند که این جنبش بر علیه حکومت آمریکاست، اما در واقع این جنبش به کمک دولت آمریکا می آید و دوام و بقای آن را تضمین می کند، چون اصلاح طلبانه است. اما در داخل کشور ما جنبش های اصلاح طلبانه انگ براندازی می خورند و حکومت خود را از فیض وجود این جنبش ها محروم می کند. هم آن جنبش ها را عقیم می گذارد و هم امکان اصلاح خودش را از بین می برد. حال آن که یک حکومتی اگر امکان اصلاح را از دست بدهد، امروز یا فردا سقوط خواهد کرد. هیچ حکومتی در جهان برای همیشه باقی نمی ماند مگر این که متناسب با خواست مردم خود و شرایط جهانی اصلاح شود. این که آمریکا در جهان زیاده خواهی می کند را منکر نیستیم اما امروز موضوع این نیست. بلکه امروز ملت های جهان به وسیله شبکه های اجتماعی با هم در ارتباط هستند و به همین دلیل دیر یا زود، دولت ها ناگزیر خواهند بود، تابعی از خواست ملت های خودشان باشند، چون در نهایت همان ملت ها با همان حق رأی اثر گذار خواهند بود. و این مردم هستند که آینده را رقم خواهند زد.
*منظور سؤال من سال های دولت آقای احمدی نژاد بود؟ در این سال های دولت احمدی نژاد، خواسته های آمریکا در داخل ایران بیشتر محقق شده یا در دولت های قبل؟
وقتی شما بهانه کافی به دست آمریکا می دهی، تا یک اجماع جهانی بر علیه کشور ما را ایجاد کند، یعنی شما خدمت به آمریکا کرده ای و این مشخص است. در حال حاضر در شرایطی هستیم که اجماع جهانی بر علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته و دلیل آن خامی در سیاست خارجی، خامی در برخورد با ملت خودمان و خامی در برخورد با کشورهای دیگر است. البته اخیرا یک دوگانگی در سیاسیت خارجی به وجود آمده و در حال حاضر به نظر می رسد که دولت احمدی نژاد سیاست رسمی خارجی جمهوری اسلامی را نمی خواهد ادامه دهد. موضع گیری های اخیر آقای احمدی نژاد این گونه نشان می دهد. اما دیگر ایشان اعتباری ندارد که بخواهد کمکی برای اعتبار جمهوری اسلامی باشد. حتی اگر بنا را بر این بگذاریم که توافق شده که دوگانگی در سیاست خارجی وجود داشته باشد، این روش هم کارگشا نخواهد بود. ما امروز از نظر سیاست خارجی ضعیف ترین موقعیت را نه فقط بین دشمنان که بین دوستان مان داریم البته اگر دوستی برای مان باقی مانده باشد. حتی اگر دوستی باقی مانده باشد آن ها هم شاید جرأت نکند پشت سر ما راه برود. بنابراین بهترین موقعیت در اختیار آمریکاست. اما یقینا اگر ملت ایران به معنای واقعی پیروز یک انتخابات آزاد در ایران باشد، آمریکا هم نمی تواند زیاده خواهی در قبال ایران داشته باشد. بنده همین اعتقاد را در مورد سوریه دارم؛ الان در رابطه با سوریه، برخی معتقدند منافع استراتژیک ما اقتضاء می کند که ما با سوریه در حالت تعامل باشیم؛ بنده هم این را قبول دارم؛ اصلا هر دولتی که در سوریه سر کار بیاید، ناگزیر خواهد بود بخشی از سیاست های دولت فعلی سوریه که در مورد فلسطین و کشورهای منطقه است را دنبال کند. ما به عنوان جمهوری اسلامی قطعا با یک دولت مردمی در سوریه، بیشتر خواهیم توانست از فلسطین و آرمان فلسطین حمایت کنیم، در حالی که امروز دولت دیکتاتور بشار اسد دیگر جایگاهی ندارد و حتما بشار اسد روزی برای بقای در حکومت خود به سازش با بیگانگان هم روی خواهد آورد که دیگر فرصتی هم برای آن نیست و یقینا دولت بشار اسد ساقط خواهد شد.
*به نظر شما شرایط فعلی برای اصلاح طلبان به سمت اصلاح شدن می رود یا بدتر می شود؟
همانطور که در حال حاضر شرایطی شده که انتخابات را برای ما اصلاح طلبان بلا موضوع کرده ممکن است وضعیتی پیش بیاید که سخت تر از حالا باشد. اما این وضعیت قابل دوام نیست. چیزی که مهم است این است که قدرت را همیشه می شود اعمال کرد، اما همیشه نمی شود آن را حفظ کرد. اصلاح طلبان اپوزوسیون نظام نیستند، بلکه اپوزوسیون حاکمان هستند. همان حاکمانی که به نظر ما به نظام جمهوری اسلامی ایران پشت کرده اند. آن نظامی که در قانون اساسی ما ذکر شده، اگر به معنای واقعی برقرار باشد، تمام اصلاح طلبان در درون آن نظام هستند ولی آن چه که امروز شاهد آن هستیم، پشت کردن حاکمان به نظامی است که در قانون اساسی پیش بینی شده و بر آمده از دل انقلاب اسلامی است. انقلابی که پشتوانه توده های مردم را داشت. بنابراین ما اصلاح طلبان هستیم که مدعی حفظ و احیای نظام هستیم. بنابراین ما اصلاح طلبان در حقیقت پوزوسیون نظام هستیم و آن حاکمانی که امروز بر سر کار هستند، اپوزوسیون نظام هستند.
*برخی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس عنوان می کنند که در انتخابات شرکت می کنیم؛ شما هم می فرمایید، شرایط برای حضور اصلاح طلبان فراهم نیست؛ چگونه این دو باهم جمع می شوند؟
اصلاح طلبی یک دایره بسته نیست، بلکه یک شرایط حداقلی دارد که اگر کسی داشت می شود گفت اصلاح طلب است. اگر کسی گفت که اصلاح طلب است، ما هم قبول می کنیم و نمی توانیم او را از دایره اصلاح طلبی خارج کنیم. اما طبیعی است که عمل سیاسی توأم با تصمیم سیاسی است. ما معتقدیم تصمیم سیاسی اصلاح طلبان این است که اگر شرایطی که آقای خاتمی گفتند تحقق پیدا نکند، در انتخابات شرکت نمی کنند. این شرایط هم تحقق پیدا نکرده است. بنابراین آن چه که ما ادعا می کنیم به اندازه خودمان است؛ ما نمی گوییم اگر کسی خود را اصلاح طلب می نامد و می خواهد در انتخابات شرکت کند، اصلاح طلب نیست، اما تصمیم او را نمی پسندیم و فکر می کنیم این تصمیم کمکی به حرکت اصلاح طلبی نخواهد کرد. در فضایی که کل اصلاح طلبان کشور، در انتخابات حضور نداشته باشند، این عدم شرکت اصلاح طلبان می تواند بر پایگاه اجتماعی تک تک افرادی که فارغ از گرایش های حزبی شان پایگاه اجتماعی شخصی دارند، سایه بیاندازد. با این حال ما به کسی دستور نمی دهیم که در انتخابات کاندیدا بشود یا نشود. نه ما در جایگاهی هستیم که به کسی دستور بدهیم، و نه او دستور ما را می شنود، ولی تحلیل ما این است که کسی نمی تواند علم اصلاح طلبی را بلند کند که زیر آن خاتمی، موسوی و کروبی نباشند.
*سخن آخر؟
ما اصلاح طلبان اصلا با هیچ کدام از ساختارهای موجود قانون اساسی مشکل نداریم. معتقدیم که همین ساختارهای موجود قانون اساسی اگر اصلاح روش کنند می شود همۀ مردم راضی باشند. معتقدم با همین قانون اساسی می توانیم به گونه ای عمل کنیم که همه با هر فکری راضی باشند.


لینک متن مصاحبۀ منتشر شدۀ من با ایلنا :
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?id=221188

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/271

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007